به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۹۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صاحب الزمان» ثبت شده است

چشمانتان از جنس خورشید است و من،

سرشار از ترس شب و

حیران چشمان شما...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

بی تو

دلی که نفس های آخرش... ؛

بی تو به سر رسد این عمر دل خوشی...

***

امشب

به رسم عیادت... ؛

یک امشبی دوباره پایبندِ رسوم باش...

***

ای مبدأ شفا

دلم

بی قرار توست...

ای باوفا طبیب

دلم... ؛

(درد دوری است)

***

***

+دریافت کنید " به من رحم کن... بی قرارم... بیا... ؛؛ کجا بغضمو جا بذارم؟ بیا... " (شاعر؟؟)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۰
امیرحسین رعایی

آخـر از چـشــمِ تـــو سیـراب نـگــشـتـم

آخـر از چـشــمِ تـــو . . . ای حـضـرت بــاران



"دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد؟!

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد..."

سعدی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۴۴
امیرحسین رعایی

یک بوته ی دلتنگ شقایق اینجاست؛

یک بوته ی دلتنگ، ولی بی ثمر است و

تنهاست

هر بار به امید نگاه است

شاید که به داد دل او باز رسد باغبانی...

از دادرس داد شقایق خبری هست؟!


پی نوشت:

جمعه ها می گذرند و

دل من...

آه!




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۳۴
امیرحسین رعایی

گویا ماجرای من و تو

ماجرای آن رند و شیخیست که به یکدیگر رسیدند؛ رند گفت: حاج آقا خدمت نمی رسیم... شیخ گفت: من که قهوه خانه نمی آیم، تو هم که به مسجد نمی آیی، چگونه قرار است به یکدیگر برسیم؟!

راستی

می دانی به حضورت نرسیدن چه سخت است؟!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۴
امیرحسین رعایی

روز خوب :

دلم،

برای تو،

فقط...

ای انیس بی قراری دلم


پی نوشت:

"کم کم دلم از این و از آن سیر می شود" ( شاعر؟؟؟ )

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۳ ، ۱۱:۱۴
امیرحسین رعایی

بدون تو

زندگی

سکوت می کند فقط

بدون تو، بدون انتظار تو...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۵:۵۵
امیرحسین رعایی

آسمان را نگاه کنید آقا؛ چه پر بهاست،

از دلتان ستاره چیده است...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۳:۱۹
امیرحسین رعایی

می بینی؟!

امروز هم "بی تو" شنبه بود...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۱:۳۶
امیرحسین رعایی

در نبودنت

زمان به سر رسد،

زمین به آسمان رسد...

نبودنت برایمان نبودن تمام آسمان شود...
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۰۱:۰۲
امیرحسین رعایی

السلام آقا جان

شب شبی رؤیاییست

همه جمعیم، ولی؛

بزممان کامل نیست...


پ.ن:

السلام آقا جان

دل من بی تاب است

چشم، الان؛ می رسم خدمتتان؛ اندکی صبر کنید...

دل من در راه است...


عید میلاد مولا مبارک باشه...

التماس دعا.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۲۰
امیرحسین رعایی

هوایی شما شده

ولی

سکوت می کند

دلم...


پ.ن:

دل نبستنم عذاب می شود،

شفاعتم نما؛ قیامت است...
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۴
امیرحسین رعایی
زمین

دوباره آفتاب می شود،

دوباره ماهتاب می شود،

ستاره می شود؛

بمان، بمان...

زمین

به یُمن بودنت

دوباره آسِمان شود ...


پ.ن:

به یُمن بودنت

دوباره آسِمان نشین شویم...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۳۷
امیرحسین رعایی

می ترسم از روزی که گل پژمرده گردد؛ باغبان باز نگردد...


پ.ن:

جمعه جمعه پیر می شویم...

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۲:۴۴
امیرحسین رعایی

ماه

خورشید

ستارگان

...

این ها همه افسانه اند

آسمان - از ابتدا تا انتها - تویی و تو...


پ.ن:
زمین که بی آسمان نمی شود، می شود؟!
پس کجایی؟؟!!
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۳۶
امیرحسین رعایی

نه برای ما

که برای خاطر واژه هایمان

برگرد...


پ.ن:

واژه هامان تو را می خوانند، خودمان...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۲۶
امیرحسین رعایی

حالا که نیستی

دلم عجیب گرفته است...

و چه سخت است با چنین حالی از تو بخواهم که برگردی...


پ.ن:

دلم هوایی ندارد

ای کاش هواییَش کنی...


پ.ن2:

سلام من به تو ای صاحب دلم، صاحب زمان...


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۰۵
امیرحسین رعایی

درد داری و من

بی غم و بی درد؛

آه...


پ.ن:

چه ساده می گذرم از کنار تو

وقتی که آسمان دلت پر از غم است...


پ.ن2 :

"حجم تنهایی تو بیشتر از بودن ماست..." ( شاعر : ؟؟؟ )

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۵۴
امیرحسین رعایی

دلم تو را خواست؛

نیامدی / گرفت...


پ.ن:

باز هم غروب جمعه ای بدون تو؛ دلم گرفت...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۵۲
امیرحسین رعایی

عمریست که بی نور دیده گشته ایم؛

خداوندا! نگاهی...


پ.ن:

خوشا آن دم که روی یار بینُم...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۱۸
امیرحسین رعایی

زبان که هیچ

حتی این نوشته ها نیز

مقابل چشمانت کم می آورند...


پ.ن:

سلام بر تو ای حاضر...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۲۹
امیرحسین رعایی

تو نباشی

دل دنیا همچون شب های کویر می شود؛

سردِ سرد...


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۱۶
امیرحسین رعایی

هوا سرد است؛

اتفاقی که یک عمر در نبودنت تکرار می شود...


پ.ن:

دلم گرما می خواهد

گرمایی از جنس دیدارت...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۰
امیرحسین رعایی

خوش به حال آن که این روزها فرهاد توست

شیرینیت به دلش نشسته و

دلش شیرینش، شور می زند؛ در هوای تو...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۱۴
امیرحسین رعایی

ستاره گشتن

زیباترین آرزوی دنیاست

حالا که آسمان تویی...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۹
امیرحسین رعایی

شما که خواهید

سربازی و شهادت در راهتان نیز برای چون منی ممکن خواهد شد

+

ای کاش با نگاهتان

منِ بی سر و پا

بی سر و پا گردم؛

ای کاش...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۳۶
امیرحسین رعایی

شما که نباشید

باران شهرمان

بر جهنم می بارد!


پ.ن:

مولا

کجایید؟!

جهنم کافی نیست... ؟!


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۲ ، ۲۲:۵۸
امیرحسین رعایی

سبز

زرد

سفید

بی بهارتان زمستانی برفی می شوم مولا...!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۲ ، ۲۲:۴۴
امیرحسین رعایی

گاه به زمین زیر پایم حسادت می کنم

او دور تو می گردد

و من...

- کجایی خورشید؟! -

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۲ ، ۲۱:۳۴
امیرحسین رعایی

پاییزی بودم

پاییز رفت

زمستانیم کن

می خواهم زیر برف ها نیز همینجا بمانم

تا بیایی

بهار...


پ.ن:

کاش که لطف تو شامل حالم گردد و رخصت ایستادنم دهی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۲ ، ۲۱:۲۴
امیرحسین رعایی