به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۴۵ مطلب در آبان ۱۳۹۱ ثبت شده است

عموجان پدرم در کودکی عصای دست مادرت شد

من نیز طفل همان پدرم

می خواهم دستم عصای تو باشد

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۱ ، ۱۱:۰۵
امیرحسین رعایی

مراقب اشک هایت باش

مبادا ارزان بفروشی

قیمت اشک های تو را حسین علیه السلام می داند

افسران - قیمت اشک های تو
عکاس خودم هستم.
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۱ ، ۱۰:۴۸
امیرحسین رعایی

روز محشر اگر شفاعتت نصیبم نباشد

اقل عذابم به دست تو باشد

یا اباعبدالله

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۱ ، ۱۰:۳۹
امیرحسین رعایی

انگار غربت میراث این خانواده است

آن از مادر

و این هم از آخرین فرزند... الامام المنتظر

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۲۳:۴۱
امیرحسین رعایی

معبری تنگ

یک تابوت پر از تیر

و صاحبش

حسن بن علی(ع)

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۲۲:۱۱
امیرحسین رعایی

خانه ای تنگ

کاسه ی زهر یک زن

و شوهرش

حسن بن علی(ع)

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۲۲:۰۹
امیرحسین رعایی

کوچه ای تنگ

یک مادر

و عصای دستش

حسن بن علی(ع)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۲۲:۰۹
امیرحسین رعایی

دیگر کارم از کار گذشته است

نگاه تو باید

نگاه تو!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۲۲:۰۵
امیرحسین رعایی

چقدر به مادرت شبیهی
تو نیز زیر کوله بار غم ها صلابتت را از دست ندادی
یا زینب(س)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۸:۱۵
امیرحسین رعایی

من دیر آمدم

تو هم که می خواهی تلافی کنی و زود بروی

این چه رسمیست؟؟

هنوز نرفته ای اما من دلتنگت شدم، محرم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۶:۲۹
امیرحسین رعایی

غروب چهارم دارد از راه می رسد

کم کم غروب محرم هم می آید

اما می ترسم...

می ترسم عمرم هم غروب کند و هنوز حسینی نشده باشم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۶:۰۶
امیرحسین رعایی

این روز ها جا دارد که مداح بخواند

روضه غزه را

بعد از روضه ی کربلا

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۴:۵۴
امیرحسین رعایی

غزه
مرگ
خون
کودک
زن
مرد
سکوت دنیا
غربت
یا حسین(ع) :((

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۴:۱۷
امیرحسین رعایی

شعار نیست
واقعا چیزی جز زیبایی ندید
زینب (س)!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۳:۲۸
امیرحسین رعایی

غزه را که می بینم

یاد کربلا می افتم

کل ارض کربلا

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۱:۳۷
امیرحسین رعایی

مادر

طفلان

اشک

وداع

...آه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۱ ، ۱۱:۱۳
امیرحسین رعایی

یا ابالفضل

در را می زنم

باشد که حوائجم رفع شود...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۲۳:۲۵
امیرحسین رعایی

مرد زهیر بود

و نامرد ما !

که روزی هزار بار مولا به خیمه مان پیک می فرستد، اما...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۲۳:۱۰
امیرحسین رعایی

سال ها عزاداری کردیم

اما مولایمان نیامد...

انگار یک جای کار می لنگد!

شاید بهتر بود عزای امام زمانمان را می گرفتیم!!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۲۱:۴۱
امیرحسین رعایی

دلم را می بینی؟

خرابه شده است!

اما دختر سه ساله ات ثابت کرد که تو به خرابه هم قدم می گذاری...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۶:۵۳
امیرحسین رعایی

خدایا به تو شکایت می کنم

از نفسی که

می خواهد من را از حسین علیه السلام دور کند

الهم أنی أشکوا الیک

من نفس یتحاول أن

یبعدنی عن الحسین علیه السلام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۶:۰۶
امیرحسین رعایی

یکی مانند امام حسین علیه السلام خودش را فدای خدایش می کند

و یکی خدایش را فدای خودش!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۴:۰۴
امیرحسین رعایی

دروغ گفته ام

اگر نفس کشیدن بدون حسین علیه السلام را زندگانی بدانم

زندگی من مولایم است...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۱:۳۰
امیرحسین رعایی

فمینیسم یعنی :

women


فقط کافیست زن ها را از ارزش خود دور و تبدیل به مرد کنید!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۱:۲۵
امیرحسین رعایی

کربلا مال شما،

و مال دل من!

شما جسمتان در حرم باشد و من دلم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۱:۲۱
امیرحسین رعایی

چه جهنمی بزرگتر از این

که خدا از تو بپرسد " چرا؟! "

و تو جوابی نداشته باشی...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۰:۰۹
امیرحسین رعایی

عمه ببین:

آخر بابا پیش من آمد!

دیگر از این خرابه خسته شده ام...

حالا نوبت من است به مهمانی او بروم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۱۰:۰۴
امیرحسین رعایی

ما را باش!

ادعای انتظار می کنیم

اما به دل شکسته ی مولایمان فکر نمی کنیم...

فکر نمی کنیم با گناهانمان چه دل بزرگی می شکند!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۰۹:۳۸
امیرحسین رعایی

(شب سوم پَر

رقیه پَر...

و من هنوز

پرپر می زنم

در روضه هایت...


منبع :(einlam.ir) )

آخ...
یاد یک ماه بعد از این افتادم
می ترسم آن روز هم بگویم:

محرم پَر...
امام حسین علیه السلام پَر...
و من هنوز
آدم نشده ام

زیر بیرقت
:((

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۰۹:۰۶
امیرحسین رعایی

در عجبم از ما انسان ها...

شاهد مرگ دیگران هستیم اما نزدیکی مرگ خودمان را باور نمی کنیم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۰۸:۱۷
امیرحسین رعایی