به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «مناجات :: خدا :: رهایم نکن» ثبت شده است

تا ابد تمام زندگی را برای تو بنویسم؛ چه رستگاری عاشقانه ای!


پی نوشت:

با تمام این حرف ها

دلهره جانم را فرا می گیرد...

وای اگر مرا رها کنی






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۰۱:۲۱
امیرحسین رعایی

باشد

باشد

حق با تو

تمام حق با تو

اما تو...

خب...

می دانی...

راستش...

فقط...

فقط...

آخر...

 "شیوه ی عاجز کشی

از خسروان

زیبنده نیست"*


پی نوشت:

گستاخی کلام مرا باز هم ببخش

درمانده بودنم به چنین حال کشانده است


*صائب تبریزی


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

امشب

باران نمی بارم؛

ای کاش این بار هم آسمان ببارد...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیرحسین رعایی

نوشته بود "صاحبان قلم"

به خود گرفتم!

دیدی...؟!

فراموش کردم صاحب تویی...

وقتی به یادم نیاوری همین می شود دیگر...

من

فراموش کارم

،

لطفا

هر از چند گاهی

به

یاد

فراموش کار

بیاور

...


پی نوشت:

هیچ بودم / هستم...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۰۲:۲۹
امیرحسین رعایی