به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۱۴۷ مطلب در دی ۱۳۹۱ ثبت شده است

نامردی مدینه و کوفه و سامرا و... حرف است

آنها هم شهر های معمولی هستند!


اگر چنین بگوییم

تمام دنیا نامردند

چرا که هزار و اندی سال است فرزند زهرا تنهاست...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۲۱:۱۳
امیرحسین رعایی

برای این که در این شب شهادتت

دستی به قلم رود

و از تو بنویسد

تو باید بطلبی


یا حسن بن علی العسکری

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۲۰:۴۱
امیرحسین رعایی

غیبت

غربت

این دو واژه از ابتدا همراه هم نبودند

ما آنها را همنشین کردیم...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۷:۱۰
امیرحسین رعایی

می گویم "دل من"

اما

خوب می دانم

صاحبش تویی یابن زهرا


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی

حی علی الصلاة

یعنی

او که خدای ماست

ما را به نماز می خواند

زشت نیست اجابت نکنیم؟!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۵:۴۷
امیرحسین رعایی

یابن الحسن

بانویی میان در و دیوار تو را صدا می زند

کجایی این منتقم پهلوی شکسته ی مادر...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۵:۰۹
امیرحسین رعایی
در دلش
یک دنیا آرزو بود
و یک دنیا.
دریغ از ذره ای آخرت...
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۲۲:۰۶
امیرحسین رعایی

باید به آسمان رفت...

باید کمی از گرد و غبار این دنیا خلاص شد

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۱ ، ۱۲:۲۹
امیرحسین رعایی

خدایا

دستم را بگیر

می خواهم تا آخر خط را با تو بروم...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۱ ، ۱۲:۲۷
امیرحسین رعایی

حسین علیه السلام سرسپرده می خواهد

و ما

دل سپرده هم نیستیم

چه رسد به...

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۱ ، ۱۴:۳۹
امیرحسین رعایی

کوچه همان کوچه است

آنجا با ضربه ها به پهلوی مادر زدند

اینجا با نگاه ها به پهلوی فرزندش...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۱ ، ۱۴:۰۱
امیرحسین رعایی

خواسته یا ناخواسته
کاری بود که کردیم...
جای این که مساجد را پر کنیم
سنگر را خالی کردیم و آن فرهنگسرا ها را پر کردیم...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۲۳:۴۸
امیرحسین رعایی

یک چشم بند

از جنس دنیایی آن

کافیست

تا

از خدا غافل شویم


( پی نوشت: مراقب باشیم شیطان چشمانمان را نبندد... )

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۲۰:۳۴
امیرحسین رعایی

نمی دانم چه بگویم
هر بار
قطرات گریه را روی چشمانت جاری کردم
و هر بار
عرق شرم جاری شده ام را پاک کردی...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۱۴:۰۳
امیرحسین رعایی

شما که نباشید

اینجا

صداها هم چیزی جز سکوت ندارند...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۱۳:۱۹
امیرحسین رعایی

دشمنانت به کنار

همین محبان هم

کارهایشان

برای خم کردن قامت تو کافیست

یابن الزهرا

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۱۱:۴۹
امیرحسین رعایی
_سه روزه چشم رو هم نذاشتی، بیا یکم بخواب
با خنده گفت:
-اگه بخوابم که دیگه شهید نمی شم...
بعد اینهمه سال تازه دارم می فهمم چرا اون شهید شد اما من نشدم...
۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۱ ، ۰۲:۰۵
امیرحسین رعایی

هزار و اندی سال

منتظر فرجش است

و هزار و اندی سال است که هنوز عید ها را جشن می گیریم

جالب تر اینجاست

که به او تبریک می گوییم

آخر چه چیز را تبریک می گوییم؟

محبان بی وفایش را؟!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۱ ، ۲۳:۳۳
امیرحسین رعایی
بعضی از ما باید
هر سال عزا بگیریم
عزای تولد
که یک سال دیگر به گناهانمان اضافه کردیم
و بعضی باید جشن بگیریم...
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۱ ، ۲۱:۰۱
امیرحسین رعایی

عبد باشیم یا نباشیم

او ربوبیت می کند

اما این رسم بندگی نیست...

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۱ ، ۱۱:۴۲
امیرحسین رعایی

می گویند ماه صفر، ماه درد است

اما من می گویم

تا وقتی که نیاید

تمام ماه های سال، ماه دردند...

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۱ ، ۲۳:۳۲
امیرحسین رعایی

مگر فقط آهو ها دل دارند؟

من هم ضامن می خواهم مولا

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۱ ، ۲۳:۱۳
امیرحسین رعایی

مجنون که شویم
لیلایمان هم پیدایش می شود
مجنون که شویم
لیلایمان هم ظهور می کند!

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۱ ، ۰۲:۴۳
امیرحسین رعایی

درخت ماند
و
خواب زمستانی
و فکر انتظار پرنده ای که کوچ کرده بود
انگار نمی دانست اگر سبز شود پرنده برمیگردد...

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۱۵:۲۹
امیرحسین رعایی

دور معشوقت بگردی

و بعد آن

به دور از هر دغدغه

روی گنبد

کنارش

بنشینی...


کبوتر بودن هم عـــالمی دارد

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۱۴:۵۸
امیرحسین رعایی

یک چتر

در کویر

وقت باران

تمام برنامه هایش را به هم زد...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۱۴:۰۷
امیرحسین رعایی

یادتان هست مولا؟

بارها

وقت خداحافظی

کنار ضریحتان

قول هایی رد و بدل شد...

قرار شد شما باز دعوت کنید

و من...


بارها شما به قول نداده تان عمل کردید

و من...

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۱۳:۳۱
امیرحسین رعایی

در فکر یک چلچراغ هستم

یک چلچراغ از هزاران!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۱ ، ۱۰:۵۷
امیرحسین رعایی

( این اولین دو بیتی من هستش که منتشر می کنم، البته یادم نیست اولین دوبیتی سروده شده هم هست یا نه! )


اینجا دو دست و قلم ها از آن اوست

از داغ واقعه خوانم برای دوست:


زندان شده ست زندگیم در فراق تو

دیدار روی یوسف کنعانم آرزوست

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۱ ، ۲۱:۵۱
امیرحسین رعایی
از روزی می ترسم که کار ازکار بگذرد
وهمچنان منتظر یک نگاه باشم
خدایا
مگذارهیچ عاشقی بدون دیدن معشوق از دنیا برود
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۱ ، ۱۹:۵۵
امیرحسین رعایی