به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۲۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

گاه احساس می کنی دلت گرفته است؛ اما نمی دانی دلیلش چیست

با خودت فکر می کنی، چیزهایی به ذهنت می رسد، اما نه...

+ باز احساس می کنی دلت گرفته است؛ و باز هم نمی دانی دلیلش چیست...


پ.ن:

با خودم فکر می کنم، چیزهایی به ذهنم می رسد، اما می گویم تو مهربان تر از این حرف هایی...


پ.ن2:

می گویند دلی که می گیرد را باید پیش تو آورد؛

"این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟!"


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۴۳
امیرحسین رعایی

دل آسمان است

تو را که ببیند

قیامت می شود...

" و إذا السماء کشطت " *

" و آنگاه که آسمان ز جا کنده شود "


پ.ن:

دلم قیامت با تو بودن خواهد...


*سوره مبارکه تکویر، آیه شریفه 11


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۴۳
امیرحسین رعایی

زبان که هیچ

حتی این نوشته ها نیز

مقابل چشمانت کم می آورند...


پ.ن:

سلام بر تو ای حاضر...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۲۹
امیرحسین رعایی

"والسابقون السابقون... اولئک المقربون" (1)

مـبــادا جـا بـمـانـی مـــؤمـن !


(1) سوره مبارکه واقعه، آیات شریفه 10 و 11

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۰۲
امیرحسین رعایی

جا خوش کرده اند این درد ها

در قلب هایمان;

همانجا که به ما گفته اند باید فقط حریم تو باشد!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۵۹
امیرحسین رعایی
بعد سال ها
هنوز چشم انتظار قدم های ماست
راه تو...

پ.ن:
امان از این جدایی، امان...
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۱۵
امیرحسین رعایی

چشم بند که ببندم

راهت هر چه نورانی باشد

نخواهم دید...


پ.ن:

می خواهم چشمانم را "تو" باز کنی...

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۵
امیرحسین رعایی

چشم بند که ببندم

راهت هر چه نورانی باشد

نخواهم دید...


پ.ن:

می خواهم چشمانم را "تو" باز کنی...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۵
امیرحسین رعایی

تو نباشی

دل دنیا همچون شب های کویر می شود؛

سردِ سرد...


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۱۶
امیرحسین رعایی

أنیس

یعنی همدم

من لا أنیس له

یعنی کسی که همدمی ندارد

یا أنیس من لا أنیس له... ما جز تو را نداریم، دل های بی کسمان را تنها مگذار...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۵۷
امیرحسین رعایی

قال الصادق علیه السلام:

القلب حرم الله...


+ کـرم نـمـا و فــرود آ کـه خـانـه خـانـه ی تــوسـت . . .

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۸
امیرحسین رعایی

هوا سرد است؛

اتفاقی که یک عمر در نبودنت تکرار می شود...


پ.ن:

دلم گرما می خواهد

گرمایی از جنس دیدارت...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۰
امیرحسین رعایی
زمین،
آسمان،
کوه،
دریا،
ماه،
هیچ کدام بی تو به کارمان نیاید; ای خورشید...

پ.ن
این جمعه نیز چشمانمان ندید خورشیدی...
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۱۲
امیرحسین رعایی

کودکیم شکایت دارد

از این روزها

طفلک، مدام ناله می زند

گریه می کند

دست و پایش را بر زمین می کوبد

و با آن نگاه معصومانه اش

دلم را آتش می زند...


خدیا

به داد این کودک برس

که هنوز کودک است و مراقبت تو را می خواهد...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۵۴
امیرحسین رعایی

چشمانش را بست...

هرچند که می دانست تو می بینی،

اما همین که تو را ندید پایان کارش بود...


پ.ن:

بازی های کودکی به یادم آیند

چشمانم را در پشت درختی پنهان می کردم؛

گمان می کردم دیگر همبازی ها مرا نمی بیند...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۳
امیرحسین رعایی

خوش به حال آن که این روزها فرهاد توست

شیرینیت به دلش نشسته و

دلش شیرینش، شور می زند؛ در هوای تو...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۱۴
امیرحسین رعایی

ستاره گشتن

زیباترین آرزوی دنیاست

حالا که آسمان تویی...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۹
امیرحسین رعایی

مشکل از چشمان من بود که نور تو ندید

ور نه یک عمر تو بر جان و دلم تابیدی


پ.ن:

بیچاره هر که در مقابل خورشید شب شود، بیچاره من...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۲۳
امیرحسین رعایی

شما که خواهید

سربازی و شهادت در راهتان نیز برای چون منی ممکن خواهد شد

+

ای کاش با نگاهتان

منِ بی سر و پا

بی سر و پا گردم؛

ای کاش...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۳۶
امیرحسین رعایی
امان از ما
اگر یک لحظه در زیر لبان خوانی
"من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد"

پ.ن:
ای وای از این غم عظمی،
که اشکت از نظر بر کار ما باشد...
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۵۷
امیرحسین رعایی
سخت است
بدانی جایی همین اطراف خورشید می تابد
اما چشمانت دیگر سو نداشته باشد برای نظر به نور آن...
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۵۶
امیرحسین رعایی
دلم سخت محتاج هوایی برای نفس کشیدن است
شلمچه می خواهد
طلائیه می خواهد
فکه می خواهد
هویزه می خواهد
دوکوهه می خواهد
...

پ.ن:
هر جور تمایل دارید، بگذارید روی حساب پررویی، روی حساب زیادخواهی، روی حساب بیش از وسع خود خواستن
دست من نیست
دلم عجیب برای هواتان تنگ است ...
۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۱۴
امیرحسین رعایی

می خواهم گریه کنم

از تمام پستی ها

کاش دنیا اینقدر پست نبود...


پ.ن:

چه می خواهی دنیا؟!

چه می خواهی از جان پاک انسان ها که چنین پستشان می کنی...؟!


پ.ن2:

حال خوبی داشتم

اما خبرها نگذاشتند خوب بماند... http://www.afsaran.ir/payamak/565389

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۳۶
امیرحسین رعایی
شما خورشید و
ما زمین/خسته از این کسوف طولانی

پ.ن:
گاه احساس می کنم
مقابل خورشید را
دلم
گرفته است;
دلم گرفته است...
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۵۶
امیرحسین رعایی