به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۴۷۷ مطلب با موضوع «مناجات» ثبت شده است

به دیگران بی احترامی نباشد

مَثَل است دیگر...

خر صاحبش را گم می کند!

و من صاحبم را...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۳:۱۹
امیرحسین رعایی

بسم الله


باورم نمی شود

تو و عذاب کردن گدا؟

مهر و رحمتت کنار، مردم چه می گویند؟!

پی نوشت:

کاش شدیدالعقاب نبودی، فقط خدای ارحم الراحمین، خیالم راحت بود...






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی

باز هم

تو آمدی

و رفته ای

اف به چشم های پر ز خواب من


پی نوشت:

شاید اشتباه می کنم

ولی خود نگاه کن به شاهدم:

زندگی چه پر ز شور و شادی است؛

می شود نباشد آن نگاه مولایی شما؟!

لحظه های خوب زندگی ست

تو نگاه می کنی مرا...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۴ ، ۰۰:۳۴
امیرحسین رعایی

بی نوایان شهرمان همه پُر از نبودن تو اند

و من

پُر تر از همه؛

ببخش...


پی نوشت:

خوشا با تو بودن

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۴
امیرحسین رعایی

دودهای آسمان

حکایت از نبودن ستاره است

آسمان خواستم ولی بدان

آسمان

بدون تو

برای من

به جز سیاهی تمام

رنگ دیگری ندارد همچنان


پی نوشت:

حسرت بزرگ

داشتن، بدون تو...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

بار ها

اشاره های تو به گردنم،

ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است... / مرا ببخش


پی نوشت:

"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"

شاعر؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی

زندگی بدون تو

باز هم نگارش غلط برای جمله ها

زندگی بدون تو

باز نیز دوباره جمله های من که همچنان نیز هم غلط نوشته گشته بود

زندگی بدون تو

نوشته ای که نقطه ای نداشت

زندگی بدون تو

نوشته ای که همچنان ادامه داشت ...


پی نوشت:

کلاغ قصه خانه داشت...

دارد همچنان؟!


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۰
امیرحسین رعایی

تا ابد تمام زندگی را برای تو بنویسم؛ چه رستگاری عاشقانه ای!


پی نوشت:

با تمام این حرف ها

دلهره جانم را فرا می گیرد...

وای اگر مرا رها کنی






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۰۱:۲۱
امیرحسین رعایی

باشد

باشد

حق با تو

تمام حق با تو

اما تو...

خب...

می دانی...

راستش...

فقط...

فقط...

آخر...

 "شیوه ی عاجز کشی

از خسروان

زیبنده نیست"*


پی نوشت:

گستاخی کلام مرا باز هم ببخش

درمانده بودنم به چنین حال کشانده است


*صائب تبریزی


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

بوته های ناب شقایق

در هوای پاییزی

اندک، اما یافت شدنی...

***

می گفت:

بهار که گلستان است، چرا اینقدر خود را سرگردان پاییز می کنی؟!

گفتم:

شقایق ناب آن است که پاییزش بهاریست

و او ناب می خواهد

گلستان را...

***

ببین...

این ها همه از نبود توست

اگر بودی

نه دنبال پاییز بودیم

نه دنبال شقایق

اگر بودی

همه بهار، همه شقایق، همه تو...


پی نوشت:

سخت است دیدن درختان تنومند و گل های لطیفی که پاییز را پژمرده می شوند...

ای پایان خوش آخرین پاییز دنیا

دنیایمان را دریاب...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۰۱:۲۰
امیرحسین رعایی

امشب

باران نمی بارم؛

ای کاش این بار هم آسمان ببارد...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیرحسین رعایی

نوشته بود "صاحبان قلم"

به خود گرفتم!

دیدی...؟!

فراموش کردم صاحب تویی...

وقتی به یادم نیاوری همین می شود دیگر...

من

فراموش کارم

،

لطفا

هر از چند گاهی

به

یاد

فراموش کار

بیاور

...


پی نوشت:

هیچ بودم / هستم...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۰۲:۲۹
امیرحسین رعایی

امشب

همه جا صحبت شماست

و دل پر هیاهوی من

بی قرار کلمات"همه جا"...

***

آقای مهربان

چه خوش قدم گذاشتید بر زمین...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۴۹
امیرحسین رعایی

بر من خورده مگیر...

ماه من!

برکه نیز آشفته می شد

اگر تو را نمی دید...


_ عشق آباد:

مثال چشم تو

مثال آسمان!

مثال قلب من

مثال برکه است!

عکس آسمان

درون برکه ام چه دیدنی ست..


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۴۰
امیرحسین رعایی

چشمانتان از جنس خورشید است و من،

سرشار از ترس شب و

حیران چشمان شما...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

خیالت از کنار چشم من دوباره رفته است و چشم من هنوز هم غریبه مانده است... ماه آسمان کجاست؟!


***


صدای بی قراری دلم شنیده ای و از کنار من گذشته ای و باز هم به من خبر نداده ای...؟!

باورم نمی شود...!


پی نوشت:

الهی... لاتَکِلنی إلی نَفسِی طَرفَةَ عَینٍ أبَدا

مرا به حال خود رها مکن...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیرحسین رعایی

هر بار - از تو - بی قرار نوشتم

این بار...

ای باوفا

بی قراریم کجاست؟!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی

بی تو

دلی که نفس های آخرش... ؛

بی تو به سر رسد این عمر دل خوشی...

***

امشب

به رسم عیادت... ؛

یک امشبی دوباره پایبندِ رسوم باش...

***

ای مبدأ شفا

دلم

بی قرار توست...

ای باوفا طبیب

دلم... ؛

(درد دوری است)

***

***

+دریافت کنید " به من رحم کن... بی قرارم... بیا... ؛؛ کجا بغضمو جا بذارم؟ بیا... " (شاعر؟؟)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۰
امیرحسین رعایی
مرا با تو

نظرها هست،

گاه گاهی...

تو را با من

نظرها هست

هر گاهی...

***

راستی

چه خوشبخت است

آن بی قرار که سرشار نگاه تو گشته ست...

راستی

چه خوشبختم

که سرشار نگاه تو...


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۲۷
امیرحسین رعایی

من دل پریش تو ام

بی قرار تو

یک عبد دل شکسته و هرچند بی وفا...

***

ای باوفا!

بنگر مرا، که غریب و شکسته ام

بنگر مرا

که عدل تو است و خرابه ام

***

پی نوشت:

بی قرار تو شدن خوشبختیست...


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

آخـر از چـشــمِ تـــو سیـراب نـگــشـتـم

آخـر از چـشــمِ تـــو . . . ای حـضـرت بــاران



"دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد؟!

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد..."

سعدی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۴۴
امیرحسین رعایی

گویا ماجرای من و تو

ماجرای آن رند و شیخیست که به یکدیگر رسیدند؛ رند گفت: حاج آقا خدمت نمی رسیم... شیخ گفت: من که قهوه خانه نمی آیم، تو هم که به مسجد نمی آیی، چگونه قرار است به یکدیگر برسیم؟!

راستی

می دانی به حضورت نرسیدن چه سخت است؟!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۴
امیرحسین رعایی

مدام می گویند "دوری و دوستی"...

نمی خواهم!

"دوری و دوستی" نمی خواهم!

وقتی تو به من اینقدر نزدیکی...

"و نحن أقرَبُ إلیهِ مِن حَبلِ الوَرید" (سوره مبارکه ق، آیه شریفه 16)

و ما از رگ گردن او به او نزدیکتریم.



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۴۱
امیرحسین رعایی

پریشانی ها راه قلم را بسته اند

تمام تشریفات را کنار می گذارم

و تمام کلماتم را جمع می کنم در یک کلام...

دل تنگتانم،

مولای مهربان...


+ باز هم دل من بی تاب است، باز دل تنگ است

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السللم، السلام علیک یا امام الرئوف

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۴۸
امیرحسین رعایی

آخر رسید

روز خوب آرزوهایم...

***

خدای خوب...

مگذار که آرزوهایم از کفم روند...


پ.ن:

روز خوب یعنی

با تو باشم

فقط...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۵
امیرحسین رعایی

با تو دیگر هیچ نمی خواهم

هیچ...

حالا می بینی چقدر خوشبختم... ؟!


پی نوشت:

باور کن

هیچ چیزی بدون تو برایم معنا ندارد


پی نوشت 2:

این ها را می نویسم

تا که یادم بماند

خوشبختی هایم را...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۷
امیرحسین رعایی

"شاعر شدن یعنی فقط حسرت

فقط حسرت

یعنی تو دانشگاهی و من پشت کنکورم"*

یعنی تو از اول کنار زندگی بودی
من در تمام زندگی،
از دل...
چه دل سیرم .
یعنی تمام آرزویم... : عاشقی هایم فدای تو
اما دلم... ،
من با دلم در دیدنت هر لحظه درگیرم.
یعنی من از عاشق شدن تنها تو را دیدم،

ای مهربان!
از چشم من پنهان مشو،
هر روز می میرم...


*مطلع از سرکارخانم حانیه دری

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۴
امیرحسین رعایی

قرار با نگاه تو،

در آسمان...

***

آسمان!

قاصدک هواییت شدست...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۶
امیرحسین رعایی

قاصدک

چشم به راه یک نسیم

در التماس لحظه هایی از نگاه دشت، مانده است

بی خبر؛

در انتظار یک نگاه تو

چشم به در؛

مانده است

راستی،

ای وسیع تر ز دشت، ای وسیع تر ز بیشه ی نگاه قاصدک

ای فراتر از نسیم

ای تمام آرزوی هر که بی دلت شدست

می شود خبر دهی به قاصدک ؟!


پ.ن:

الهی، کفی بی عزا أن أکون بک عبدا، و کفا بی فخرا أن تکون لی ربا،  الهی انت کما أحب فاجعلنی کما تحب(امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام)

الهی، لا تکلنی الی نفسی طرفه عین أبدا


پ.ن:

قاصدک چقدر حرف با تو دارد...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۷
امیرحسین رعایی

روز خوب :

دلم،

برای تو،

فقط...

ای انیس بی قراری دلم


پی نوشت:

"کم کم دلم از این و از آن سیر می شود" ( شاعر؟؟؟ )

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۳ ، ۱۱:۱۴
امیرحسین رعایی