به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۱۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درددل با خدا» ثبت شده است

بسم الله


باورم نمی شود

تو و عذاب کردن گدا؟

مهر و رحمتت کنار، مردم چه می گویند؟!

پی نوشت:

کاش شدیدالعقاب نبودی، فقط خدای ارحم الراحمین، خیالم راحت بود...






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی

هوایی تو ام و بی هوای تو ماندم

چه بی نواست دلم، بدون بام و هوا!



هوای من باش، حوّای من باش، خدای من باش

نمی دانم، هر چه تو گویی، فقط: با من باش...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۷
امیرحسین رعایی

بار ها

اشاره های تو به گردنم،

ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است... / مرا ببخش


پی نوشت:

"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"

شاعر؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی

هر بار - از تو - بی قرار نوشتم

این بار...

ای باوفا

بی قراریم کجاست؟!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی

قاصدک

چشم به راه یک نسیم

در التماس لحظه هایی از نگاه دشت، مانده است

بی خبر؛

در انتظار یک نگاه تو

چشم به در؛

مانده است

راستی،

ای وسیع تر ز دشت، ای وسیع تر ز بیشه ی نگاه قاصدک

ای فراتر از نسیم

ای تمام آرزوی هر که بی دلت شدست

می شود خبر دهی به قاصدک ؟!


پ.ن:

الهی، کفی بی عزا أن أکون بک عبدا، و کفا بی فخرا أن تکون لی ربا،  الهی انت کما أحب فاجعلنی کما تحب(امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام)

الهی، لا تکلنی الی نفسی طرفه عین أبدا


پ.ن:

قاصدک چقدر حرف با تو دارد...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۷
امیرحسین رعایی

چقدر "تو را ندیدن"هایم در این یک سال زیاد بود...

خداوندا

حلالم کن...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۳ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

راستی

من از دل آسمانِ با تو خواستم،

ببین چگونه در زمین بی تو مانده ام...


پ.ن: زخم دل به استخوان رسید...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۳ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

أسئَلهُ کَشفَ ضُرّی1...

مگر کس دیگری نیز دارم؟!


1الهی و ربّی من لی غیرک أسئله کشف ضرّی و النظر فی أمری؟! (ای خدای من و پروردگار من، جز تو چه کسی را دارم که ضررهای من را رفع کند و در کارم نظر کند؟!)

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۳ ، ۱۹:۵۳
امیرحسین رعایی

دل مرا ببین...!

نگاه کن دل مرا،

همین...


پ.ن:

بی نگاه تو می میرد...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۱
امیرحسین رعایی

نوشتم: "دلم فقط هوایی تو است"

و دستم لرزید،

از ترس نبودن "فقط" ...


پ.ن:

دلم هوایی تو است...

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۱:۲۱
امیرحسین رعایی

پرواز

همیشه زیبا نیست...

اگر  یاد تو از پیش چشمانم پر زند ویران می شوم...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۰۵
امیرحسین رعایی

باز

امروز

دوباره

به حجم آسمان هوای تو دارد دلم، هوای تو دارم؛

سری به این خرابه ها نمی زنی؟!

... سری به این خرابه ها بزن . . .

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۱۶
امیرحسین رعایی

می ترسم

آسمان هم که بیاید

جای ستاره شدن، سیاهچال شوم...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۵۱
امیرحسین رعایی

سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند

اما بگو

دلی را که درد می کند چطور؟!


پ.ن:

فکری به حالم کن...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۵۴
امیرحسین رعایی

تنها تو را ز دلم خواستم، نشد؛

آخر نشد که دلم با تو دم زند...


پ.ن:

تنها بمان؛

پیش چشم دلم بمان / تنها بمان...





۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۱
امیرحسین رعایی

آرزو دارم که آرایه ای از قطره شوم

تا با دریای وجود تو در مراعات نظیر باشم...

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۱۱:۰۲
امیرحسین رعایی
از این قفس ها بیزارم
آزادی می خواهم
رهایی می خواهم،
می خواهم به آسمان پرواز کنم،
آنجا که تو قفس داری...
+بگذار اسیرت باشم...
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۰۱:۴۸
امیرحسین رعایی

گاه احساس می کنی دلت گرفته است؛ اما نمی دانی دلیلش چیست

با خودت فکر می کنی، چیزهایی به ذهنت می رسد، اما نه...

+ باز احساس می کنی دلت گرفته است؛ و باز هم نمی دانی دلیلش چیست...


پ.ن:

با خودم فکر می کنم، چیزهایی به ذهنم می رسد، اما می گویم تو مهربان تر از این حرف هایی...


پ.ن2:

می گویند دلی که می گیرد را باید پیش تو آورد؛

"این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟!"


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۴۳
امیرحسین رعایی

جا خوش کرده اند این درد ها

در قلب هایمان;

همانجا که به ما گفته اند باید فقط حریم تو باشد!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۵۹
امیرحسین رعایی

أنیس

یعنی همدم

من لا أنیس له

یعنی کسی که همدمی ندارد

یا أنیس من لا أنیس له... ما جز تو را نداریم، دل های بی کسمان را تنها مگذار...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۵۷
امیرحسین رعایی

کودکیم شکایت دارد

از این روزها

طفلک، مدام ناله می زند

گریه می کند

دست و پایش را بر زمین می کوبد

و با آن نگاه معصومانه اش

دلم را آتش می زند...


خدیا

به داد این کودک برس

که هنوز کودک است و مراقبت تو را می خواهد...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۵۴
امیرحسین رعایی

کـویــر کـه بـبــارد دیـگــر کـویــر نـخــواهـد بــود . . .

مـی شـود اذن بــاریـدنـم دهــی ؟ !


پ.ن:

بگذار در هوای تو باران شوم، خدا...


+ دلــم "هـوای تــو" مـی خـواهـد . . .

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۲ ، ۰۲:۳۴
امیرحسین رعایی

گفتی می آیی

گفتی می خری

گفتی می بری

... پس کجایی؟!

- می ترسم باد تمامِ "من" را ببرد... -


پ.ن:
مرا از این دیار میل رفتن است؛ مرا ببر...
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۲ ، ۱۶:۲۳
امیرحسین رعایی

نه یوسفم

و نه به خاطر می آورم خواب انگور کسی را تعبیر کرده باشم و از او کمک خواسته باشم

- چرا این زندان به سر نمی رسد...؟!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۲ ، ۲۲:۴۱
امیرحسین رعایی

گر بدانم

که تو بر قله ی این کوه هستی

این همه صخره ی پر رنج همه هیچ بوَد...


پ.ن:

من تو را می خواهم

با تمامِ سختی...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۰۰:۳۰
امیرحسین رعایی

جان مولا نظری بر دل حیرانم کن،

دل من سخت هوای تو به سر دارد و بس ویران است...


+الهی و ربی، من لی غیرک؟!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۲ ، ۲۱:۵۵
امیرحسین رعایی
گاه احساس می کنم این ها همه عادت است

اما

بین عادت ها فرق است ؛

چشمان من عادت کرده اند به ندیدن و نادیده گرفتن آنچه که هست

چشمان تو عادت کرده اند به دیدن و نادیده گرفتن آنچه که هست...

بین عادت ها فرق است...


+ امان از لحظه ای که من نادیده می گیرم و تو می بینی...

+ کی می شود که به یک جرعه از نگاه، بیماری دو چشم مرا برطرف کنی...

+ اقتباس از "از من جدا مشو که توام نور دیده ای"

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۱
امیرحسین رعایی

شیرین تر از نگاه تو بر دل ندیده ام در عمر

ای وای بر دلی که فروشد نگاه تو...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۲ ، ۱۱:۱۳
امیرحسین رعایی

با تو ... / آرام تر از همیشه ...

خوشا به حال دلی که با تو باشد...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۲ ، ۰۰:۰۳
امیرحسین رعایی

عـالــم بـه پــایِ تــو ای جــان نـمــی رسـد

در آن زمــان کـه نـظــر بـر دلــی کـنــی . . .


+دل گـرفـتــه اسـتــــ و او طـلــبـــ کـنــد نـگــاهِ تـو



۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۲ ، ۰۰:۴۴
امیرحسین رعایی