به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

به جای این همه "سین" ها

شاید کمی بهتر بود اگر

سفره جای یک "میم" بود، میم "مولا"...

(عجل الله تعالی فرجه)


پی نوشت:

الفباء نیز کم می آورد

اینقدر که ما فقط "حرف" می زنیم، بدون صرف هیچ جمله ای...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۰۷
امیرحسین رعایی

مگر حرف خودت همین نیست

که به خاطر تو

او را...

؟!

خب من نیز سعی می کنم همینگونه باشم!

البته راستش را بخواهی تو را از هر کسی بیشتر دوست دارم خدای خوب

اما خب، او را...


پی نوشت:

ای کاش واقعیت همین باشد، که تو را از هر کسی بیشتر دوست داشته باشم...


پی نوشت دو:

او، همسر بزرگوارم، که چند روزی بیشتر از ازدواجمان نمی گذرد...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۰۴
امیرحسین رعایی