به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

به دیگران بی احترامی نباشد

مَثَل است دیگر...

خر صاحبش را گم می کند!

و من صاحبم را...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۳:۱۹
امیرحسین رعایی

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
حدودا 4 ماه می گذره،
شکر خدا شب میلاد امام رضا علیه السلام عروسی کردیم، این هم عکس ماشین و کارت عروسیمونه.
هر دو رو هم خودمون طراحی و اجرا کردیم. البته چاپ کارت که با چاپخونه بود.

ماشین که قرض بود، هزینه گل(روبان) زدن ماشین و بادکنکای داخلش تا جایی که در خاطرم هست از 20، 30 هزار تومن بیشتر نشد. مراسم عقد و بله برون و... نگرفتیم،، خونه هم اجاره، کار هم نداشتم، 21 سالمم بیشتر نیست، سربازی هم نرفتم، دانشجو هم هستم.


از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل است: مَنْ تَرَکَ التَّزْویجَ مَخافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَد اَساءَ ظَنَّهُ بِاللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ اِنَّ اللّه َ عَزَّ وَ جَلَّ یَقولُ: "اِن یَکونوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّه ُ مِن فَضلِهِ"(سوره مبارکه نور، آیه شریفه 32)
هر کس از ترس فقر ازدواج نکند به خداوند بد گمان شده است زیرا خداوند مى فرماید: اگر تهیدست باشند، خداوند آنان را از فضل خود، بى نیاز مى کند.



پی نوشت: استفاده از عکس ها و ایده آزاد.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۴ ، ۰۰:۲۸
امیرحسین رعایی

بسم الله


باورم نمی شود

تو و عذاب کردن گدا؟

مهر و رحمتت کنار، مردم چه می گویند؟!

پی نوشت:

کاش شدیدالعقاب نبودی، فقط خدای ارحم الراحمین، خیالم راحت بود...






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی

باز هم

تو آمدی

و رفته ای

اف به چشم های پر ز خواب من


پی نوشت:

شاید اشتباه می کنم

ولی خود نگاه کن به شاهدم:

زندگی چه پر ز شور و شادی است؛

می شود نباشد آن نگاه مولایی شما؟!

لحظه های خوب زندگی ست

تو نگاه می کنی مرا...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۴ ، ۰۰:۳۴
امیرحسین رعایی

بی نوایان شهرمان همه پُر از نبودن تو اند

و من

پُر تر از همه؛

ببخش...


پی نوشت:

خوشا با تو بودن

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۴
امیرحسین رعایی

هوایی تو ام و بی هوای تو ماندم

چه بی نواست دلم، بدون بام و هوا!



هوای من باش، حوّای من باش، خدای من باش

نمی دانم، هر چه تو گویی، فقط: با من باش...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۷
امیرحسین رعایی

اینجا

هوای آسمان ابریست

و پر از دود...

هر روز و هر روز...


و هنوز،

آفتاب

پشت ابر و

پشت دود...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۴
امیرحسین رعایی

دودهای آسمان

حکایت از نبودن ستاره است

آسمان خواستم ولی بدان

آسمان

بدون تو

برای من

به جز سیاهی تمام

رنگ دیگری ندارد همچنان


پی نوشت:

حسرت بزرگ

داشتن، بدون تو...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

به جای این همه "سین" ها

شاید کمی بهتر بود اگر

سفره جای یک "میم" بود، میم "مولا"...

(عجل الله تعالی فرجه)


پی نوشت:

الفباء نیز کم می آورد

اینقدر که ما فقط "حرف" می زنیم، بدون صرف هیچ جمله ای...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۰۷
امیرحسین رعایی

مگر حرف خودت همین نیست

که به خاطر تو

او را...

؟!

خب من نیز سعی می کنم همینگونه باشم!

البته راستش را بخواهی تو را از هر کسی بیشتر دوست دارم خدای خوب

اما خب، او را...


پی نوشت:

ای کاش واقعیت همین باشد، که تو را از هر کسی بیشتر دوست داشته باشم...


پی نوشت دو:

او، همسر بزرگوارم، که چند روزی بیشتر از ازدواجمان نمی گذرد...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۰۴
امیرحسین رعایی

برای عمر من نوشته اند

سطری از "سکوت"

در بیان اوج یک روایت همیشه آشنا: " من کجا و تو کجایی ای شهید... ؟! "


پی نوشت 1:

پر طاووس عزیز است به کرکس ندهند...

روایات شهدا را که می شنوم می فهمم هنوز خیلی راه است، خیلی...

به خودم نگاه می کنم ناامید می شوم

مگر این که به خدا نگاه کنم که گاهی زیر لب بخوانم" اللهم ارزقنا... "


پی نوشت2:

وقتی روایات برادر شهید مدافع حرم، محمودرضا بیضایی، از شهید رو می خوندم ندونستم چی باید بگم...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۲۹
امیرحسین رعایی

شب های بارانی

روزهای پاک

آسمان آبی، بدون دود

رنگین کمان جاری

رودهای پر ماهی، پر ز آب...

آه، چه دلتنگ شده ام...

***

آدرس می خواهم،

تابلوی مغازه ها را خوب خوانده اید؟!

به من بگویید، حرّاجی کجاست؟!

من دلم روشن است، نگویید که دیگر خبری نیست

شاید همین اطراف جایی است که باز هم آسمان را به حرّاج گذارند

شاید دوباره ببینیم بارانی شدن را، هوای پاک، آسمانی شدن را، رودهای زلال، رنگین کمانی شدن را

آه، چه دلتنگ رمضان شده ام...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۳ ، ۲۲:۰۵
امیرحسین رعایی

بار ها

اشاره های تو به گردنم،

ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است... / مرا ببخش


پی نوشت:

"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"

شاعر؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی

زندگی بدون تو

باز هم نگارش غلط برای جمله ها

زندگی بدون تو

باز نیز دوباره جمله های من که همچنان نیز هم غلط نوشته گشته بود

زندگی بدون تو

نوشته ای که نقطه ای نداشت

زندگی بدون تو

نوشته ای که همچنان ادامه داشت ...


پی نوشت:

کلاغ قصه خانه داشت...

دارد همچنان؟!


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۰
امیرحسین رعایی

تا ابد تمام زندگی را برای تو بنویسم؛ چه رستگاری عاشقانه ای!


پی نوشت:

با تمام این حرف ها

دلهره جانم را فرا می گیرد...

وای اگر مرا رها کنی






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۰۱:۲۱
امیرحسین رعایی

باشد

باشد

حق با تو

تمام حق با تو

اما تو...

خب...

می دانی...

راستش...

فقط...

فقط...

آخر...

 "شیوه ی عاجز کشی

از خسروان

زیبنده نیست"*


پی نوشت:

گستاخی کلام مرا باز هم ببخش

درمانده بودنم به چنین حال کشانده است


*صائب تبریزی


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

بوته های ناب شقایق

در هوای پاییزی

اندک، اما یافت شدنی...

***

می گفت:

بهار که گلستان است، چرا اینقدر خود را سرگردان پاییز می کنی؟!

گفتم:

شقایق ناب آن است که پاییزش بهاریست

و او ناب می خواهد

گلستان را...

***

ببین...

این ها همه از نبود توست

اگر بودی

نه دنبال پاییز بودیم

نه دنبال شقایق

اگر بودی

همه بهار، همه شقایق، همه تو...


پی نوشت:

سخت است دیدن درختان تنومند و گل های لطیفی که پاییز را پژمرده می شوند...

ای پایان خوش آخرین پاییز دنیا

دنیایمان را دریاب...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۰۱:۲۰
امیرحسین رعایی

امشب

باران نمی بارم؛

ای کاش این بار هم آسمان ببارد...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیرحسین رعایی

می گویند:

پاییز است

می گویم:

ماجرای دنیای من تکراری است، خبرهای جدید بیاورید!


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۳ ، ۲۲:۲۱
امیرحسین رعایی

تقویمی هم در کار نبود

از ریختن برگ برگ دل

آمدن پاییز را می دیدم ؛

می بینم...


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۲۰
امیرحسین رعایی

به جان شهر دلهره افتاده است

جانتان سلامت

آقاجان...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۰۸
امیرحسین رعایی

نوشته بود "صاحبان قلم"

به خود گرفتم!

دیدی...؟!

فراموش کردم صاحب تویی...

وقتی به یادم نیاوری همین می شود دیگر...

من

فراموش کارم

،

لطفا

هر از چند گاهی

به

یاد

فراموش کار

بیاور

...


پی نوشت:

هیچ بودم / هستم...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۰۲:۲۹
امیرحسین رعایی

امشب

همه جا صحبت شماست

و دل پر هیاهوی من

بی قرار کلمات"همه جا"...

***

آقای مهربان

چه خوش قدم گذاشتید بر زمین...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۴۹
امیرحسین رعایی

شنیده ام که من هم می میرم،

از تنهایی می ترسم...

***

از تنهایی می ترسم،

و گمانم آن مهربان هم این را می دانستند

آخر گفتند " سه جا می آیم... "


صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا


پی نوشت:

شکر خدا که سایه ای بر سر ماست...



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

همیشه عشق نیست

گاه آشفتگی ها

واقعا دل مردگیست

پژمردگیست،

گاه پاییز

بهاریست که پژمرده شدست...


_ میلاد عرفان پور : "پاییز بهاریست که عاشق شده است"


پی نوشت:

بیا ،

بهار می شوم...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۲۳
امیرحسین رعایی

بر من خورده مگیر...

ماه من!

برکه نیز آشفته می شد

اگر تو را نمی دید...


_ عشق آباد:

مثال چشم تو

مثال آسمان!

مثال قلب من

مثال برکه است!

عکس آسمان

درون برکه ام چه دیدنی ست..


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۴۰
امیرحسین رعایی

چشمانتان از جنس خورشید است و من،

سرشار از ترس شب و

حیران چشمان شما...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

من هم امیدوارم...

آخر خودم یک روز دیدم

در آسمان حریمتان کلاغ پر می زد...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۳۲
امیرحسین رعایی

خیالت از کنار چشم من دوباره رفته است و چشم من هنوز هم غریبه مانده است... ماه آسمان کجاست؟!


***


صدای بی قراری دلم شنیده ای و از کنار من گذشته ای و باز هم به من خبر نداده ای...؟!

باورم نمی شود...!


پی نوشت:

الهی... لاتَکِلنی إلی نَفسِی طَرفَةَ عَینٍ أبَدا

مرا به حال خود رها مکن...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیرحسین رعایی

هر بار - از تو - بی قرار نوشتم

این بار...

ای باوفا

بی قراریم کجاست؟!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی

هر بار که دیدارتان آمده ام

یک جمله دلم را عجیب به بازی گرفته است

"یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة"

آیا بود که خاک را به نظر کیمیا کنید ای بانو؟!



میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مبارک
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۲۲
امیرحسین رعایی

بی تو

دلی که نفس های آخرش... ؛

بی تو به سر رسد این عمر دل خوشی...

***

امشب

به رسم عیادت... ؛

یک امشبی دوباره پایبندِ رسوم باش...

***

ای مبدأ شفا

دلم

بی قرار توست...

ای باوفا طبیب

دلم... ؛

(درد دوری است)

***

***

+دریافت کنید " به من رحم کن... بی قرارم... بیا... ؛؛ کجا بغضمو جا بذارم؟ بیا... " (شاعر؟؟)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۰
امیرحسین رعایی
مرا با تو

نظرها هست،

گاه گاهی...

تو را با من

نظرها هست

هر گاهی...

***

راستی

چه خوشبخت است

آن بی قرار که سرشار نگاه تو گشته ست...

راستی

چه خوشبختم

که سرشار نگاه تو...


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۲۷
امیرحسین رعایی

من دل پریش تو ام

بی قرار تو

یک عبد دل شکسته و هرچند بی وفا...

***

ای باوفا!

بنگر مرا، که غریب و شکسته ام

بنگر مرا

که عدل تو است و خرابه ام

***

پی نوشت:

بی قرار تو شدن خوشبختیست...


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

آخـر از چـشــمِ تـــو سیـراب نـگــشـتـم

آخـر از چـشــمِ تـــو . . . ای حـضـرت بــاران



"دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد؟!

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد..."

سعدی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۴۴
امیرحسین رعایی

یک بوته ی دلتنگ شقایق اینجاست؛

یک بوته ی دلتنگ، ولی بی ثمر است و

تنهاست

هر بار به امید نگاه است

شاید که به داد دل او باز رسد باغبانی...

از دادرس داد شقایق خبری هست؟!


پی نوشت:

جمعه ها می گذرند و

دل من...

آه!




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۳۴
امیرحسین رعایی

آشفته ترین ماهیِ این برکه ی پر آب

یک بار

به آرام ترین موج تو دریا نرسد؟!

وای...!


پی نوشت:

یک تُنگِ پر از آب، یکی ماهی زیبا...

یک ماهی زیبا که همه عمر تماشا شد و امّا

حسرت به دلش مانده که یک بار... «دیدار تماشاییِ دریای تماشا... »



۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۲۹
امیرحسین رعایی

دیو چو بیرون رود

دیو دیگری جای او گذارند!

_ اندر احوالات وزارت خانه

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۰
امیرحسین رعایی

نماز می خوانم قربةً الی... ألله أعلم!


پی نوشت:

خودمونیش می شه:

نماز می خونم، اما نمی دونم واسه کی می خونم... قربة الی الله؟!

چنین نمازی قربة الی الله؟!

آه!

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۰
امیرحسین رعایی

می خواهی ناشکریم را به رخ کشی؟!

باشد...

تو خیرالشاکرین

و من بدترین ناشکران...

"تو خوب خوب، من بدِ بد..."


پی نوشت:

چقدر احساس کمبود کردم...

دو دختر نابینای محجبه از رتبه های برتر کنکور...

روزی 13 و 12 ساعت درس...

خدایا، می خوای نشونم بدی که چقدر ناشکرم؟

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۱۶
امیرحسین رعایی