به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۲۸۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتظار» ثبت شده است

باز هم

تو آمدی

و رفته ای

اف به چشم های پر ز خواب من


پی نوشت:

شاید اشتباه می کنم

ولی خود نگاه کن به شاهدم:

زندگی چه پر ز شور و شادی است؛

می شود نباشد آن نگاه مولایی شما؟!

لحظه های خوب زندگی ست

تو نگاه می کنی مرا...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۴ ، ۰۰:۳۴
امیرحسین رعایی

بی نوایان شهرمان همه پُر از نبودن تو اند

و من

پُر تر از همه؛

ببخش...


پی نوشت:

خوشا با تو بودن

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۴
امیرحسین رعایی

به جای این همه "سین" ها

شاید کمی بهتر بود اگر

سفره جای یک "میم" بود، میم "مولا"...

(عجل الله تعالی فرجه)


پی نوشت:

الفباء نیز کم می آورد

اینقدر که ما فقط "حرف" می زنیم، بدون صرف هیچ جمله ای...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۰۷
امیرحسین رعایی

زندگی بدون تو

باز هم نگارش غلط برای جمله ها

زندگی بدون تو

باز نیز دوباره جمله های من که همچنان نیز هم غلط نوشته گشته بود

زندگی بدون تو

نوشته ای که نقطه ای نداشت

زندگی بدون تو

نوشته ای که همچنان ادامه داشت ...


پی نوشت:

کلاغ قصه خانه داشت...

دارد همچنان؟!


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۰
امیرحسین رعایی

بوته های ناب شقایق

در هوای پاییزی

اندک، اما یافت شدنی...

***

می گفت:

بهار که گلستان است، چرا اینقدر خود را سرگردان پاییز می کنی؟!

گفتم:

شقایق ناب آن است که پاییزش بهاریست

و او ناب می خواهد

گلستان را...

***

ببین...

این ها همه از نبود توست

اگر بودی

نه دنبال پاییز بودیم

نه دنبال شقایق

اگر بودی

همه بهار، همه شقایق، همه تو...


پی نوشت:

سخت است دیدن درختان تنومند و گل های لطیفی که پاییز را پژمرده می شوند...

ای پایان خوش آخرین پاییز دنیا

دنیایمان را دریاب...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۰۱:۲۰
امیرحسین رعایی

بر من خورده مگیر...

ماه من!

برکه نیز آشفته می شد

اگر تو را نمی دید...


_ عشق آباد:

مثال چشم تو

مثال آسمان!

مثال قلب من

مثال برکه است!

عکس آسمان

درون برکه ام چه دیدنی ست..


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۴۰
امیرحسین رعایی

چشمانتان از جنس خورشید است و من،

سرشار از ترس شب و

حیران چشمان شما...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

بی تو

دلی که نفس های آخرش... ؛

بی تو به سر رسد این عمر دل خوشی...

***

امشب

به رسم عیادت... ؛

یک امشبی دوباره پایبندِ رسوم باش...

***

ای مبدأ شفا

دلم

بی قرار توست...

ای باوفا طبیب

دلم... ؛

(درد دوری است)

***

***

+دریافت کنید " به من رحم کن... بی قرارم... بیا... ؛؛ کجا بغضمو جا بذارم؟ بیا... " (شاعر؟؟)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۰
امیرحسین رعایی

آخـر از چـشــمِ تـــو سیـراب نـگــشـتـم

آخـر از چـشــمِ تـــو . . . ای حـضـرت بــاران



"دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد؟!

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد..."

سعدی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۴۴
امیرحسین رعایی

یک بوته ی دلتنگ شقایق اینجاست؛

یک بوته ی دلتنگ، ولی بی ثمر است و

تنهاست

هر بار به امید نگاه است

شاید که به داد دل او باز رسد باغبانی...

از دادرس داد شقایق خبری هست؟!


پی نوشت:

جمعه ها می گذرند و

دل من...

آه!




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۳۴
امیرحسین رعایی

آشفته ترین ماهیِ این برکه ی پر آب

یک بار

به آرام ترین موج تو دریا نرسد؟!

وای...!


پی نوشت:

یک تُنگِ پر از آب، یکی ماهی زیبا...

یک ماهی زیبا که همه عمر تماشا شد و امّا

حسرت به دلش مانده که یک بار... «دیدار تماشاییِ دریای تماشا... »



۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۲۹
امیرحسین رعایی

گویا ماجرای من و تو

ماجرای آن رند و شیخیست که به یکدیگر رسیدند؛ رند گفت: حاج آقا خدمت نمی رسیم... شیخ گفت: من که قهوه خانه نمی آیم، تو هم که به مسجد نمی آیی، چگونه قرار است به یکدیگر برسیم؟!

راستی

می دانی به حضورت نرسیدن چه سخت است؟!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۴
امیرحسین رعایی

"شاعر شدن یعنی فقط حسرت

فقط حسرت

یعنی تو دانشگاهی و من پشت کنکورم"*

یعنی تو از اول کنار زندگی بودی
من در تمام زندگی،
از دل...
چه دل سیرم .
یعنی تمام آرزویم... : عاشقی هایم فدای تو
اما دلم... ،
من با دلم در دیدنت هر لحظه درگیرم.
یعنی من از عاشق شدن تنها تو را دیدم،

ای مهربان!
از چشم من پنهان مشو،
هر روز می میرم...


*مطلع از سرکارخانم حانیه دری

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۴
امیرحسین رعایی

روز خوب :

دلم،

برای تو،

فقط...

ای انیس بی قراری دلم


پی نوشت:

"کم کم دلم از این و از آن سیر می شود" ( شاعر؟؟؟ )

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۳ ، ۱۱:۱۴
امیرحسین رعایی

بدون تو

زندگی

سکوت می کند فقط

بدون تو، بدون انتظار تو...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۵:۵۵
امیرحسین رعایی

آسمان را نگاه کنید آقا؛ چه پر بهاست،

از دلتان ستاره چیده است...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۳:۱۹
امیرحسین رعایی

می بینی؟!

امروز هم "بی تو" شنبه بود...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۱:۳۶
امیرحسین رعایی

در نبودنت

زمان به سر رسد،

زمین به آسمان رسد...

نبودنت برایمان نبودن تمام آسمان شود...
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۰۱:۰۲
امیرحسین رعایی

السلام آقا جان

شب شبی رؤیاییست

همه جمعیم، ولی؛

بزممان کامل نیست...


پ.ن:

السلام آقا جان

دل من بی تاب است

چشم، الان؛ می رسم خدمتتان؛ اندکی صبر کنید...

دل من در راه است...


عید میلاد مولا مبارک باشه...

التماس دعا.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۲۰
امیرحسین رعایی

هوایی شما شده

ولی

سکوت می کند

دلم...


پ.ن:

دل نبستنم عذاب می شود،

شفاعتم نما؛ قیامت است...
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۴
امیرحسین رعایی
زمین

دوباره آفتاب می شود،

دوباره ماهتاب می شود،

ستاره می شود؛

بمان، بمان...

زمین

به یُمن بودنت

دوباره آسِمان شود ...


پ.ن:

به یُمن بودنت

دوباره آسِمان نشین شویم...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۳۷
امیرحسین رعایی

شهر؛

چه تنها،

بی تو...


پ.ن:

جمعه ای بی تو گذشت،

شهر ما مانده و یک هفته پر از تنهایی...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۵۲
امیرحسین رعایی

آسمان خواستم،

یک سبد آسمان آوردی؛ تحفه برای دلم...

ایهاالعزیز! آسمان تویی، من خود تو را خواستم...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۴۱
امیرحسین رعایی

می ترسم از روزی که گل پژمرده گردد؛ باغبان باز نگردد...


پ.ن:

جمعه جمعه پیر می شویم...

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۲:۴۴
امیرحسین رعایی

آرزو باید ناب باشد،

مثل تو...

کجایی؟!


دوستان امیدوارم در لیله الرغائب برای بنده دعا کرده باشید، اگه نه هم لطفا الان...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۴۸
امیرحسین رعایی

ماه

خورشید

ستارگان

...

این ها همه افسانه اند

آسمان - از ابتدا تا انتها - تویی و تو...


پ.ن:
زمین که بی آسمان نمی شود، می شود؟!
پس کجایی؟؟!!
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۳۶
امیرحسین رعایی

نه برای ما

که برای خاطر واژه هایمان

برگرد...


پ.ن:

واژه هامان تو را می خوانند، خودمان...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۲۶
امیرحسین رعایی

حالا که نیستی

دلم عجیب گرفته است...

و چه سخت است با چنین حالی از تو بخواهم که برگردی...


پ.ن:

دلم هوایی ندارد

ای کاش هواییَش کنی...


پ.ن2:

سلام من به تو ای صاحب دلم، صاحب زمان...


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۰۵
امیرحسین رعایی

درد داری و من

بی غم و بی درد؛

آه...


پ.ن:

چه ساده می گذرم از کنار تو

وقتی که آسمان دلت پر از غم است...


پ.ن2 :

"حجم تنهایی تو بیشتر از بودن ماست..." ( شاعر : ؟؟؟ )

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۵۴
امیرحسین رعایی

دلم تو را خواست؛

نیامدی / گرفت...


پ.ن:

باز هم غروب جمعه ای بدون تو؛ دلم گرفت...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۵۲
امیرحسین رعایی