به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «دل نوشته :: دل پژمردگی ها» ثبت شده است

بی نوایان شهرمان همه پُر از نبودن تو اند

و من

پُر تر از همه؛

ببخش...


پی نوشت:

خوشا با تو بودن

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۴
امیرحسین رعایی

بار ها

اشاره های تو به گردنم،

ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است... / مرا ببخش


پی نوشت:

"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"

شاعر؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی

می گویند:

پاییز است

می گویم:

ماجرای دنیای من تکراری است، خبرهای جدید بیاورید!


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۳ ، ۲۲:۲۱
امیرحسین رعایی

تقویمی هم در کار نبود

از ریختن برگ برگ دل

آمدن پاییز را می دیدم ؛

می بینم...


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۲۰
امیرحسین رعایی