به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۲ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

شب های بارانی

روزهای پاک

آسمان آبی، بدون دود

رنگین کمان جاری

رودهای پر ماهی، پر ز آب...

آه، چه دلتنگ شده ام...

***

آدرس می خواهم،

تابلوی مغازه ها را خوب خوانده اید؟!

به من بگویید، حرّاجی کجاست؟!

من دلم روشن است، نگویید که دیگر خبری نیست

شاید همین اطراف جایی است که باز هم آسمان را به حرّاج گذارند

شاید دوباره ببینیم بارانی شدن را، هوای پاک، آسمانی شدن را، رودهای زلال، رنگین کمانی شدن را

آه، چه دلتنگ رمضان شده ام...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۳ ، ۲۲:۰۵
امیرحسین رعایی

بار ها

اشاره های تو به گردنم،

ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است... / مرا ببخش


پی نوشت:

"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"

شاعر؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی