به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...
چهارشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۳۰ ب.ظ

به من رحم کن، بی قرارم، بیا...

بی تو

دلی که نفس های آخرش... ؛

بی تو به سر رسد این عمر دل خوشی...

***

امشب

به رسم عیادت... ؛

یک امشبی دوباره پایبندِ رسوم باش...

***

ای مبدأ شفا

دلم

بی قرار توست...

ای باوفا طبیب

دلم... ؛

(درد دوری است)

***

***

+دریافت کنید " به من رحم کن... بی قرارم... بیا... ؛؛ کجا بغضمو جا بذارم؟ بیا... " (شاعر؟؟)




نوشته شده توسط امیرحسین رعایی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

به من رحم کن، بی قرارم، بیا...

چهارشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۳۰ ب.ظ

بی تو

دلی که نفس های آخرش... ؛

بی تو به سر رسد این عمر دل خوشی...

***

امشب

به رسم عیادت... ؛

یک امشبی دوباره پایبندِ رسوم باش...

***

ای مبدأ شفا

دلم

بی قرار توست...

ای باوفا طبیب

دلم... ؛

(درد دوری است)

***

***

+دریافت کنید " به من رحم کن... بی قرارم... بیا... ؛؛ کجا بغضمو جا بذارم؟ بیا... " (شاعر؟؟)


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی