به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درددل» ثبت شده است

بی نوایان شهرمان همه پُر از نبودن تو اند

و من

پُر تر از همه؛

ببخش...


پی نوشت:

خوشا با تو بودن

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۴
امیرحسین رعایی

راستی

من از دل آسمانِ با تو خواستم،

ببین چگونه در زمین بی تو مانده ام...


پ.ن: زخم دل به استخوان رسید...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۳ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

راستی

تو پر زدی

و من...

جوجه ای که جوجه ماند!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۵:۰۷
امیرحسین رعایی

تنها تو را ز دلم خواستم، نشد؛

آخر نشد که دلم با تو دم زند...


پ.ن:

تنها بمان؛

پیش چشم دلم بمان / تنها بمان...





۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۱
امیرحسین رعایی

گاه احساس می کنی دلت گرفته است؛ اما نمی دانی دلیلش چیست

با خودت فکر می کنی، چیزهایی به ذهنت می رسد، اما نه...

+ باز احساس می کنی دلت گرفته است؛ و باز هم نمی دانی دلیلش چیست...


پ.ن:

با خودم فکر می کنم، چیزهایی به ذهنم می رسد، اما می گویم تو مهربان تر از این حرف هایی...


پ.ن2:

می گویند دلی که می گیرد را باید پیش تو آورد؛

"این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟!"


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۴۳
امیرحسین رعایی

کودکیم شکایت دارد

از این روزها

طفلک، مدام ناله می زند

گریه می کند

دست و پایش را بر زمین می کوبد

و با آن نگاه معصومانه اش

دلم را آتش می زند...


خدیا

به داد این کودک برس

که هنوز کودک است و مراقبت تو را می خواهد...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۵۴
امیرحسین رعایی
نگاه کن
اینجا همه کوله بارشان را بسته اند
همین لحظه هاست که سوی کربلایت حرکت کنند...
... می خواهند من را با این دل تنگ تنها گذارند!

پ.ن:
چه کرده ای با دلم؟!
که کربلا کربلا گفتنش امانم نمی دهد...
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۲ ، ۱۷:۴۷
امیرحسین رعایی

وقت خداحافظی دوستان

شاید بتوانم اشک هایم را پنهان کنم

اما تو که می دانی، این بغض گلو - که ذکر کربلا کربلایش امانم نمی دهد - دست از من برنمی دارد!

تو بگو چه کنم...؟!


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۲ ، ۲۱:۳۳
امیرحسین رعایی

دلمان برای نفس های کربلا تنگ است / و برای نظر به گنبدت ارباب؛

اینجا بغض ها راه نفس را می بندند / و اشک ها راه نظر را...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۲ ، ۱۴:۵۰
امیرحسین رعایی

کم کم مسافران راهی می شوند ،

من می مانم و حسرت یک زیارت اربعینت...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۲ ، ۲۰:۲۷
امیرحسین رعایی

با تو ... / آرام تر از همیشه ...

خوشا به حال دلی که با تو باشد...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۲ ، ۰۰:۰۳
امیرحسین رعایی

چه سخت می کند گذر نبودنت

از گلوی من،

... همچو بغض نیمه شب!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۲ ، ۰۱:۴۶
امیرحسین رعایی

مــن... پـایـیــز !

تــو... آســمـان !

چــشـمــانـم... بــاران !

چـشــمـانـت... بــاران !

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۲ ، ۰۱:۴۸
امیرحسین رعایی

امانم را بریده است

حسرت!

کجایی که ببینی حالم را... ؟!

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۲ ، ۰۴:۱۹
امیرحسین رعایی

خدا!

پس

چرا؟!


+ از خودم هم می پرسم... پس / چرا؟!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۳۸
امیرحسین رعایی

کاش درد نوشتنی باشد

شاید دلم حرف هایش را بزند...


پی نوشت:

احساس می کنم دردش از حد گذشته است، شفایش نداده ای مگر؟!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۲۸
امیرحسین رعایی

و من هنوز

دلگیرم ازین دل خود...


پی نوشت:

دستم جز دامان تو هیچ ندارد برای گرفتن...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۱۸
امیرحسین رعایی

لحظه ای صدای تو

آه...

گوش من

لیاقت لحظه هم ندارد او

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۲۸
امیرحسین رعایی

خـــــداونــدا

ایــــــن روزهــــــا

کـــــه بــه خـــــودم نــــگـاه مــــی کــــــنــم

مــــی بــیـــنــــم واقـــــعــا هـــیـــچ نـــــدارم

هـــیـــــچ . . .

پــــــس وای بـــــر مــــن اگــــر مـــرا بــــــرانــی

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۲ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

گاه به جایی می رسی

که دیگر نمی توانی "غم" را بنویسی

فقط مجبوری آن را بخوانی و بخوانی...

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۲ ، ۱۴:۲۸
امیرحسین رعایی

این دل

گرفته است و

تو را می کند طلب...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۲ ، ۲۱:۵۴
امیرحسین رعایی

یارب ببین چه زار گشته دل بی قرار من

دستی فرود آور و دست دلم بگیر...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۲ ، ۰۰:۳۹
امیرحسین رعایی

دل من تنگ شده‌ست

از برای خود من

دل من تنگ خودی گشته که بودش و نبودش همه از جنس خدا بود

                                                                                                     و هست...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۲ ، ۰۰:۲۷
امیرحسین رعایی

نمی دانم "دل"دست دارد یا نه

فقط می دانم

تو دستش را می گیری اگر بخواهی...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۲۱:۲۶
امیرحسین رعایی

خــدایــــــا

دلـــــخـــورم

نــه از تـــــــو...

از خــودم

از خـــودم

از خــــــودمـ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۲۶
امیرحسین رعایی

بسوز ای دل

به حال خودت بسوز

که سوختن دارد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۱۰
امیرحسین رعایی

آسمان

با تمام وسعتش

مقابل وسعت دل تو کم می آورد

دلی که از وسعتش "دورترین ها از تو" هم در آن جا می شوند...


پی نوشت:

خودم به چشم دیدم

که من هم در دلت جایی دارم

با آنکه دورترینم از تو...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۱
امیرحسین رعایی

آقا

دلم عجیب کرده هوایتان

هوای صحن و سرا و

هوای لحظه ای اشک کنار ضریحتان...


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


پی نوشت:

کاش قبل امتحان ها قسمت می شد قدمی بر آستانش گذارم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۲ ، ۲۰:۲۱
امیرحسین رعایی

من بودم و

باران و

چشمانم و

حرمتان...


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا



۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۰۸
امیرحسین رعایی