به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...
شنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۰۵ ب.ظ

می شود که برگردی؟!

حالا که نیستی

دلم عجیب گرفته است...

و چه سخت است با چنین حالی از تو بخواهم که برگردی...


پ.ن:

دلم هوایی ندارد

ای کاش هواییَش کنی...


پ.ن2:

سلام من به تو ای صاحب دلم، صاحب زمان...




نوشته شده توسط امیرحسین رعایی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

می شود که برگردی؟!

شنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۰۵ ب.ظ

حالا که نیستی

دلم عجیب گرفته است...

و چه سخت است با چنین حالی از تو بخواهم که برگردی...


پ.ن:

دلم هوایی ندارد

ای کاش هواییَش کنی...


پ.ن2:

سلام من به تو ای صاحب دلم، صاحب زمان...


نظرات  (۱)

سلام جناب رعایی
زیبا می نویسید
"طعم گندم"ـتان در "سوزستان" من ماندگار شد
پاسخ:
سلام
تشکر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی