به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدای مهربون» ثبت شده است

مگر حرف خودت همین نیست

که به خاطر تو

او را...

؟!

خب من نیز سعی می کنم همینگونه باشم!

البته راستش را بخواهی تو را از هر کسی بیشتر دوست دارم خدای خوب

اما خب، او را...


پی نوشت:

ای کاش واقعیت همین باشد، که تو را از هر کسی بیشتر دوست داشته باشم...


پی نوشت دو:

او، همسر بزرگوارم، که چند روزی بیشتر از ازدواجمان نمی گذرد...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۰۴
امیرحسین رعایی

بار ها

اشاره های تو به گردنم،

ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است... / مرا ببخش


پی نوشت:

"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"

شاعر؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۳ ، ۱۶:۱۳
امیرحسین رعایی

زندگی بدون تو

باز هم نگارش غلط برای جمله ها

زندگی بدون تو

باز نیز دوباره جمله های من که همچنان نیز هم غلط نوشته گشته بود

زندگی بدون تو

نوشته ای که نقطه ای نداشت

زندگی بدون تو

نوشته ای که همچنان ادامه داشت ...


پی نوشت:

کلاغ قصه خانه داشت...

دارد همچنان؟!


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۰
امیرحسین رعایی

تا ابد تمام زندگی را برای تو بنویسم؛ چه رستگاری عاشقانه ای!


پی نوشت:

با تمام این حرف ها

دلهره جانم را فرا می گیرد...

وای اگر مرا رها کنی






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۰۱:۲۱
امیرحسین رعایی

باشد

باشد

حق با تو

تمام حق با تو

اما تو...

خب...

می دانی...

راستش...

فقط...

فقط...

آخر...

 "شیوه ی عاجز کشی

از خسروان

زیبنده نیست"*


پی نوشت:

گستاخی کلام مرا باز هم ببخش

درمانده بودنم به چنین حال کشانده است


*صائب تبریزی


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۲:۱۸
امیرحسین رعایی

امشب

باران نمی بارم؛

ای کاش این بار هم آسمان ببارد...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیرحسین رعایی

نوشته بود "صاحبان قلم"

به خود گرفتم!

دیدی...؟!

فراموش کردم صاحب تویی...

وقتی به یادم نیاوری همین می شود دیگر...

من

فراموش کارم

،

لطفا

هر از چند گاهی

به

یاد

فراموش کار

بیاور

...


پی نوشت:

هیچ بودم / هستم...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۰۲:۲۹
امیرحسین رعایی

هر بار - از تو - بی قرار نوشتم

این بار...

ای باوفا

بی قراریم کجاست؟!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۳۱
امیرحسین رعایی
مرا با تو

نظرها هست،

گاه گاهی...

تو را با من

نظرها هست

هر گاهی...

***

راستی

چه خوشبخت است

آن بی قرار که سرشار نگاه تو گشته ست...

راستی

چه خوشبختم

که سرشار نگاه تو...


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۲۷
امیرحسین رعایی

من دل پریش تو ام

بی قرار تو

یک عبد دل شکسته و هرچند بی وفا...

***

ای باوفا!

بنگر مرا، که غریب و شکسته ام

بنگر مرا

که عدل تو است و خرابه ام

***

پی نوشت:

بی قرار تو شدن خوشبختیست...


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

می خواهی ناشکریم را به رخ کشی؟!

باشد...

تو خیرالشاکرین

و من بدترین ناشکران...

"تو خوب خوب، من بدِ بد..."


پی نوشت:

چقدر احساس کمبود کردم...

دو دختر نابینای محجبه از رتبه های برتر کنکور...

روزی 13 و 12 ساعت درس...

خدایا، می خوای نشونم بدی که چقدر ناشکرم؟

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۱۶
امیرحسین رعایی

مدام می گویند "دوری و دوستی"...

نمی خواهم!

"دوری و دوستی" نمی خواهم!

وقتی تو به من اینقدر نزدیکی...

"و نحن أقرَبُ إلیهِ مِن حَبلِ الوَرید" (سوره مبارکه ق، آیه شریفه 16)

و ما از رگ گردن او به او نزدیکتریم.



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۴۱
امیرحسین رعایی

نوشته:

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی

و وقتی نیست چیزی تو زندگیت کم باشه...


یاد تو می افتم...

می نویسم:

یا خیر حبیب و محبوب...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۵۴
امیرحسین رعایی

آخر رسید

روز خوب آرزوهایم...

***

خدای خوب...

مگذار که آرزوهایم از کفم روند...


پ.ن:

روز خوب یعنی

با تو باشم

فقط...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۵
امیرحسین رعایی

با تو دیگر هیچ نمی خواهم

هیچ...

حالا می بینی چقدر خوشبختم... ؟!


پی نوشت:

باور کن

هیچ چیزی بدون تو برایم معنا ندارد


پی نوشت 2:

این ها را می نویسم

تا که یادم بماند

خوشبختی هایم را...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۷
امیرحسین رعایی

روز با تو بودن است

روز زندگیست

روز در کنار تو نفس زدن


آرزوی من!

چقدر با تو بی قرار گشته ام...


پی نوشت:

امروز می خواهم جشن بگیرم

اصلا می خواهم هر سال این روز را جشن بگیرم

روزی که دانستم

تنهایی هایم را چه زیبا پُر می کنی

چه خوب است که تو "انیس من لا أنیس له" هستی...


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

قاصدک

در آسمان... ؛

من چه خوشبختم... !

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۳۷
امیرحسین رعایی

قرار با نگاه تو،

در آسمان...

***

آسمان!

قاصدک هواییت شدست...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۶
امیرحسین رعایی

قاصدک

چشم به راه یک نسیم

در التماس لحظه هایی از نگاه دشت، مانده است

بی خبر؛

در انتظار یک نگاه تو

چشم به در؛

مانده است

راستی،

ای وسیع تر ز دشت، ای وسیع تر ز بیشه ی نگاه قاصدک

ای فراتر از نسیم

ای تمام آرزوی هر که بی دلت شدست

می شود خبر دهی به قاصدک ؟!


پ.ن:

الهی، کفی بی عزا أن أکون بک عبدا، و کفا بی فخرا أن تکون لی ربا،  الهی انت کما أحب فاجعلنی کما تحب(امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام)

الهی، لا تکلنی الی نفسی طرفه عین أبدا


پ.ن:

قاصدک چقدر حرف با تو دارد...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۷
امیرحسین رعایی

چقدر "تو را ندیدن"هایم در این یک سال زیاد بود...

خداوندا

حلالم کن...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۳ ، ۲۲:۰۲
امیرحسین رعایی

به حال خود نظر نما،

که تو کریم و من گدا...


پ.ن:

إنَّ لَنا فیکَ أمَلاً طَویلاً کَثیرا...

ما درباره ی تو آرزوی دراز و بسیاری داریم...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۲۱:۳۵
امیرحسین رعایی

دل مرا ببین...!

نگاه کن دل مرا،

همین...


پ.ن:

بی نگاه تو می میرد...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۱
امیرحسین رعایی

وقتی تو حتی از یک نقطه نیز آگاهی

کاش حتی یک نقطه اضاف نگذارم... مبادا بگویی زیاد نوشته ای!


پ.ن:

گاهی نباید چیزی نوشت؛

گاهی یک سلام،

گاهی یک سلام و یک کلمه؛

و چه شیرین است که به خاطر او بیش از این ننویسی...


پ.ن2:

خدایا کمکمان کن...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۵۹
امیرحسین رعایی

ای آسمانی ترین!

حالا که گفته اند باید عاشق شوی،

چه کنم با دلی که حسرت تو دارد...؟!

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۰۹
امیرحسین رعایی

تمام دانه دانه زمین خوردن ها

از روزیست

که تسبیح ذکر تو پاره شود...


پ.ن:

مرا به یاد خودت دار؛ برای همیشه...

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۵۵
امیرحسین رعایی

آتش سوزان است

اما نه به مقدار نبودن تو...


پ.ن:

دوزخ از دوری تو سوزان است...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۳:۳۹
امیرحسین رعایی

من که می دانم آخر این بنده را تنها نمی گذاری

بیا و زودتر تمام کن این غم ها را...


پ.ن:

با تمام غم ها

عشقت آتش زندگانیست...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۱۷
امیرحسین رعایی

قلمی که از تو مانده را که به دست می گیرد دلش آرام می شود،

اینجا تمام یادگاری هایت آرامش بخش است...


پ.ن:

"الا بذکرالله تطمئن القلوب"*

*قرآن کریم

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۸
امیرحسین رعایی

تنها تو را ز دلم خواستم، نشد؛

آخر نشد که دلم با تو دم زند...


پ.ن:

تنها بمان؛

پیش چشم دلم بمان / تنها بمان...





۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۱
امیرحسین رعایی

من کجا و لیاقت لبیک

به دعای خدای هر دو جهان...


پ.ن:

ان شاءلله فردا صبح عازم سفر عمره مفرده هستم، لطفا حلالم کنید...

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۴۴
امیرحسین رعایی