به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۱۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

یک بوته ی دلتنگ شقایق اینجاست؛

یک بوته ی دلتنگ، ولی بی ثمر است و

تنهاست

هر بار به امید نگاه است

شاید که به داد دل او باز رسد باغبانی...

از دادرس داد شقایق خبری هست؟!


پی نوشت:

جمعه ها می گذرند و

دل من...

آه!




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۳۴
امیرحسین رعایی

آشفته ترین ماهیِ این برکه ی پر آب

یک بار

به آرام ترین موج تو دریا نرسد؟!

وای...!


پی نوشت:

یک تُنگِ پر از آب، یکی ماهی زیبا...

یک ماهی زیبا که همه عمر تماشا شد و امّا

حسرت به دلش مانده که یک بار... «دیدار تماشاییِ دریای تماشا... »



۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۲۹
امیرحسین رعایی

دیو چو بیرون رود

دیو دیگری جای او گذارند!

_ اندر احوالات وزارت خانه

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۰
امیرحسین رعایی

نماز می خوانم قربةً الی... ألله أعلم!


پی نوشت:

خودمونیش می شه:

نماز می خونم، اما نمی دونم واسه کی می خونم... قربة الی الله؟!

چنین نمازی قربة الی الله؟!

آه!

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۰
امیرحسین رعایی

می خواهی ناشکریم را به رخ کشی؟!

باشد...

تو خیرالشاکرین

و من بدترین ناشکران...

"تو خوب خوب، من بدِ بد..."


پی نوشت:

چقدر احساس کمبود کردم...

دو دختر نابینای محجبه از رتبه های برتر کنکور...

روزی 13 و 12 ساعت درس...

خدایا، می خوای نشونم بدی که چقدر ناشکرم؟

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۱۶
امیرحسین رعایی

گویا ماجرای من و تو

ماجرای آن رند و شیخیست که به یکدیگر رسیدند؛ رند گفت: حاج آقا خدمت نمی رسیم... شیخ گفت: من که قهوه خانه نمی آیم، تو هم که به مسجد نمی آیی، چگونه قرار است به یکدیگر برسیم؟!

راستی

می دانی به حضورت نرسیدن چه سخت است؟!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۴
امیرحسین رعایی

مدام می گویند "دوری و دوستی"...

نمی خواهم!

"دوری و دوستی" نمی خواهم!

وقتی تو به من اینقدر نزدیکی...

"و نحن أقرَبُ إلیهِ مِن حَبلِ الوَرید" (سوره مبارکه ق، آیه شریفه 16)

و ما از رگ گردن او به او نزدیکتریم.



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۴۱
امیرحسین رعایی

نوشته:

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی

و وقتی نیست چیزی تو زندگیت کم باشه...


یاد تو می افتم...

می نویسم:

یا خیر حبیب و محبوب...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۵۴
امیرحسین رعایی

پریشانی ها راه قلم را بسته اند

تمام تشریفات را کنار می گذارم

و تمام کلماتم را جمع می کنم در یک کلام...

دل تنگتانم،

مولای مهربان...


+ باز هم دل من بی تاب است، باز دل تنگ است

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السللم، السلام علیک یا امام الرئوف

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۴۸
امیرحسین رعایی

آخر رسید

روز خوب آرزوهایم...

***

خدای خوب...

مگذار که آرزوهایم از کفم روند...


پ.ن:

روز خوب یعنی

با تو باشم

فقط...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۵
امیرحسین رعایی

با تو دیگر هیچ نمی خواهم

هیچ...

حالا می بینی چقدر خوشبختم... ؟!


پی نوشت:

باور کن

هیچ چیزی بدون تو برایم معنا ندارد


پی نوشت 2:

این ها را می نویسم

تا که یادم بماند

خوشبختی هایم را...

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۷
امیرحسین رعایی

روز با تو بودن است

روز زندگیست

روز در کنار تو نفس زدن


آرزوی من!

چقدر با تو بی قرار گشته ام...


پی نوشت:

امروز می خواهم جشن بگیرم

اصلا می خواهم هر سال این روز را جشن بگیرم

روزی که دانستم

تنهایی هایم را چه زیبا پُر می کنی

چه خوب است که تو "انیس من لا أنیس له" هستی...


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

قاصدک

در آسمان... ؛

من چه خوشبختم... !

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۳۷
امیرحسین رعایی

"شاعر شدن یعنی فقط حسرت

فقط حسرت

یعنی تو دانشگاهی و من پشت کنکورم"*

یعنی تو از اول کنار زندگی بودی
من در تمام زندگی،
از دل...
چه دل سیرم .
یعنی تمام آرزویم... : عاشقی هایم فدای تو
اما دلم... ،
من با دلم در دیدنت هر لحظه درگیرم.
یعنی من از عاشق شدن تنها تو را دیدم،

ای مهربان!
از چشم من پنهان مشو،
هر روز می میرم...


*مطلع از سرکارخانم حانیه دری

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۴
امیرحسین رعایی
قاصدک
طواف آسمان کند... ،
آسمان چه پر محبت است !
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۳ ، ۰۶:۲۷
امیرحسین رعایی

قرار با نگاه تو،

در آسمان...

***

آسمان!

قاصدک هواییت شدست...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۶
امیرحسین رعایی
برای او چه تفاوت دارد
روزه باشد یا غیر روزه
مرد/زن/کودک غزه که با خون افطار می کند...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۳۶
امیرحسین رعایی

قاصدک

چشم به راه یک نسیم

در التماس لحظه هایی از نگاه دشت، مانده است

بی خبر؛

در انتظار یک نگاه تو

چشم به در؛

مانده است

راستی،

ای وسیع تر ز دشت، ای وسیع تر ز بیشه ی نگاه قاصدک

ای فراتر از نسیم

ای تمام آرزوی هر که بی دلت شدست

می شود خبر دهی به قاصدک ؟!


پ.ن:

الهی، کفی بی عزا أن أکون بک عبدا، و کفا بی فخرا أن تکون لی ربا،  الهی انت کما أحب فاجعلنی کما تحب(امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام)

الهی، لا تکلنی الی نفسی طرفه عین أبدا


پ.ن:

قاصدک چقدر حرف با تو دارد...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۷
امیرحسین رعایی