به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۱۴۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مناجات» ثبت شده است

می خواهی ناشکریم را به رخ کشی؟!

باشد...

تو خیرالشاکرین

و من بدترین ناشکران...

"تو خوب خوب، من بدِ بد..."


پی نوشت:

چقدر احساس کمبود کردم...

دو دختر نابینای محجبه از رتبه های برتر کنکور...

روزی 13 و 12 ساعت درس...

خدایا، می خوای نشونم بدی که چقدر ناشکرم؟

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۱۶
امیرحسین رعایی

روز با تو بودن است

روز زندگیست

روز در کنار تو نفس زدن


آرزوی من!

چقدر با تو بی قرار گشته ام...


پی نوشت:

امروز می خواهم جشن بگیرم

اصلا می خواهم هر سال این روز را جشن بگیرم

روزی که دانستم

تنهایی هایم را چه زیبا پُر می کنی

چه خوب است که تو "انیس من لا أنیس له" هستی...


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۴
امیرحسین رعایی

قرار با نگاه تو،

در آسمان...

***

آسمان!

قاصدک هواییت شدست...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۶
امیرحسین رعایی

قاصدک

چشم به راه یک نسیم

در التماس لحظه هایی از نگاه دشت، مانده است

بی خبر؛

در انتظار یک نگاه تو

چشم به در؛

مانده است

راستی،

ای وسیع تر ز دشت، ای وسیع تر ز بیشه ی نگاه قاصدک

ای فراتر از نسیم

ای تمام آرزوی هر که بی دلت شدست

می شود خبر دهی به قاصدک ؟!


پ.ن:

الهی، کفی بی عزا أن أکون بک عبدا، و کفا بی فخرا أن تکون لی ربا،  الهی انت کما أحب فاجعلنی کما تحب(امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام)

الهی، لا تکلنی الی نفسی طرفه عین أبدا


پ.ن:

قاصدک چقدر حرف با تو دارد...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۷
امیرحسین رعایی

به حال خود نظر نما،

که تو کریم و من گدا...


پ.ن:

إنَّ لَنا فیکَ أمَلاً طَویلاً کَثیرا...

ما درباره ی تو آرزوی دراز و بسیاری داریم...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۲۱:۳۵
امیرحسین رعایی

نوشتم: "دلم فقط هوایی تو است"

و دستم لرزید،

از ترس نبودن "فقط" ...


پ.ن:

دلم هوایی تو است...

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۳ ، ۰۱:۲۱
امیرحسین رعایی

سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند

اما بگو

دلی را که درد می کند چطور؟!


پ.ن:

فکری به حالم کن...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۵۴
امیرحسین رعایی

ای آسمانی ترین!

حالا که گفته اند باید عاشق شوی،

چه کنم با دلی که حسرت تو دارد...؟!

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۰۹
امیرحسین رعایی

من که می دانم آخر این بنده را تنها نمی گذاری

بیا و زودتر تمام کن این غم ها را...


پ.ن:

با تمام غم ها

عشقت آتش زندگانیست...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۱۷
امیرحسین رعایی

تنها تو را ز دلم خواستم، نشد؛

آخر نشد که دلم با تو دم زند...


پ.ن:

تنها بمان؛

پیش چشم دلم بمان / تنها بمان...





۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۱
امیرحسین رعایی

تعجب ندارد که هنوز باور نکرده ام سفر را

من کجا و خانه ات ؟!

راستی...

شاید بیچاره تر از من ندیده ای که چنین مسکین نوازی می کنی

خواستم بگویم

صد شکر، که فکر بیچاره ترین ها نیز هستی...


پ.ن:

چهار روز تا سفر مانده و چنین در حیرتم از تو...

پ.ن۲ :

حلال بفرمایید دوستان، ان شاءلله عازم مدینه منوره و مکه مکرمه هستم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۲ ، ۰۲:۵۵
امیرحسین رعایی
گمان نمی بردم/ نمی برم/ نخواهم برد
که تو رو برگردانی...
نمی بردم، نمی برم، نخواهم برد.
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۲۹
امیرحسین رعایی

گاه احساس می کنی دلت گرفته است؛ اما نمی دانی دلیلش چیست

با خودت فکر می کنی، چیزهایی به ذهنت می رسد، اما نه...

+ باز احساس می کنی دلت گرفته است؛ و باز هم نمی دانی دلیلش چیست...


پ.ن:

با خودم فکر می کنم، چیزهایی به ذهنم می رسد، اما می گویم تو مهربان تر از این حرف هایی...


پ.ن2:

می گویند دلی که می گیرد را باید پیش تو آورد؛

"این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟!"


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۴۳
امیرحسین رعایی

چشم بند که ببندم

راهت هر چه نورانی باشد

نخواهم دید...


پ.ن:

می خواهم چشمانم را "تو" باز کنی...

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۵
امیرحسین رعایی

چشم بند که ببندم

راهت هر چه نورانی باشد

نخواهم دید...


پ.ن:

می خواهم چشمانم را "تو" باز کنی...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۵
امیرحسین رعایی

أنیس

یعنی همدم

من لا أنیس له

یعنی کسی که همدمی ندارد

یا أنیس من لا أنیس له... ما جز تو را نداریم، دل های بی کسمان را تنها مگذار...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۵۷
امیرحسین رعایی

کودکیم شکایت دارد

از این روزها

طفلک، مدام ناله می زند

گریه می کند

دست و پایش را بر زمین می کوبد

و با آن نگاه معصومانه اش

دلم را آتش می زند...


خدیا

به داد این کودک برس

که هنوز کودک است و مراقبت تو را می خواهد...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۵۴
امیرحسین رعایی

خوش به حال آن که این روزها فرهاد توست

شیرینیت به دلش نشسته و

دلش شیرینش، شور می زند؛ در هوای تو...


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۱۴
امیرحسین رعایی

مشکل از چشمان من بود که نور تو ندید

ور نه یک عمر تو بر جان و دلم تابیدی


پ.ن:

بیچاره هر که در مقابل خورشید شب شود، بیچاره من...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۲۳
امیرحسین رعایی

کـویــر کـه بـبــارد دیـگــر کـویــر نـخــواهـد بــود . . .

مـی شـود اذن بــاریـدنـم دهــی ؟ !


پ.ن:

بگذار در هوای تو باران شوم، خدا...


+ دلــم "هـوای تــو" مـی خـواهـد . . .

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۲ ، ۰۲:۳۴
امیرحسین رعایی

به منِ غمزده رخصت دادی

که به اندوه دگر ذکر تو بر لب آرم...


+ من کجا و ذکر تو بر لب آوردن...

+ صد شکر که هستی

+ چه غم وقتی تو پایان تمام رنج و دردی...



پ.ن:

هر چه از نعمت هایت بگیری باز هم باید شکر گویم

که گرفتن نعمتت نیز خود نعمت است...

فقط ای کاش حکمت ها را نیز نشانم دهی

نه این که ندانم حتما حکمتیست

"ولکن لیطمئنّ قلبی..."


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۲ ، ۰۱:۱۱
امیرحسین رعایی

آتش بزن

خاکستر را به باد ده

نیست کن

دل شوق تو دارد...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۲ ، ۱۵:۳۰
امیرحسین رعایی

گر بدانم

که تو بر قله ی این کوه هستی

این همه صخره ی پر رنج همه هیچ بوَد...


پ.ن:

من تو را می خواهم

با تمامِ سختی...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۰۰:۳۰
امیرحسین رعایی

جان مولا نظری بر دل حیرانم کن،

دل من سخت هوای تو به سر دارد و بس ویران است...


+الهی و ربی، من لی غیرک؟!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۲ ، ۲۱:۵۵
امیرحسین رعایی

سختی وصال تو؛

با نگاه تو

چه دلنشین...


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۲ ، ۰۰:۲۴
امیرحسین رعایی

عـالــم بـه پــایِ تــو ای جــان نـمــی رسـد

در آن زمــان کـه نـظــر بـر دلــی کـنــی . . .


+دل گـرفـتــه اسـتــــ و او طـلــبـــ کـنــد نـگــاهِ تـو



۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۲ ، ۰۰:۴۴
امیرحسین رعایی

مــن... پـایـیــز !

تــو... آســمـان !

چــشـمــانـم... بــاران !

چـشــمـانـت... بــاران !

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۲ ، ۰۱:۴۸
امیرحسین رعایی

در ایـن پــایــیـــــزِ طـولانــی

خــدایــا، قـلــبــِــ مــن بـی تـــو . . .

دلــم تـنــگــــ اسـتــــ . . . !

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۲ ، ۰۰:۲۰
امیرحسین رعایی

وای از خرابی حالم، اگر تو رو گردانی

من جز نگاه تو در عالمم نباشد هیچ...


+ سیدی... من لی غیرک؟!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۲ ، ۱۹:۵۸
امیرحسین رعایی

بعد این یک سال

حق داری اگر روی گردانی

حق داری...

پی نوشت:
حق داری ولیکن کرم تو نه چنین است...
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۲ ، ۰۲:۰۰
امیرحسین رعایی