به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۱ مطلب با موضوع «جمعه نویسه» ثبت شده است

یک بوته ی دلتنگ شقایق اینجاست؛

یک بوته ی دلتنگ، ولی بی ثمر است و

تنهاست

هر بار به امید نگاه است

شاید که به داد دل او باز رسد باغبانی...

از دادرس داد شقایق خبری هست؟!


پی نوشت:

جمعه ها می گذرند و

دل من...

آه!




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۳۴
امیرحسین رعایی