به طعم گندم

با تمام تلخی همیشگی؛ گندم پدر هنوز روی خوشه است، روی خوشه هاست...

بسم الله الرحمن الرحیم
در نبود تو
می نویسم از برای تو
از برای گریه های شامگاه تو...

می شود برای ما دعا کنی
آن زمان که می چکد
قطره های اشک از دو دیدگان تو
بعد دیدن کار های ما،
در نبود تو...؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر هایم
همه ناتمامند
آخر
در انتظارند تا "تو" تمامشان کنی
ای پایان خوش تمام آرزو ها . . .

آخرین نظرات

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت عباس علیه السلام» ثبت شده است

دستم بگیر

دور مران از خودت مرا... 

یک عمر دلم با تو خو گرفت،

یک عمر از مسیر تو حاجت گرفته ام...



السلام علیک یا باب الحوائج، یا ابالفضل العباس



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۱۲
امیرحسین رعایی

ابری

از آسمان؛ به زمین

باریده ست...

صد شکر؛ زمین تشنگی کشیده بود...


میلاد امام حسین علیه السلام، و همچنین میلاد حضرت ابالفضل عباس و امام سجاد علیهم السلام مبارک باد.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۴۸
امیرحسین رعایی

امان از دل مولایم

او برای من هموار حسین(ع)وار سروری کرده است

اما من - حتی در همین روز جمعه که گذشت - برایش ذره ای از وفای عباس(ع) به میدان نیاورده ام...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۲ ، ۲۱:۳۵
امیرحسین رعایی

دلم آبرو می خواهد،

از جنس آبی که از دستان سقا ریخت؛

دلم آبرو می خواهد...


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۲ ، ۰۱:۳۱
امیرحسین رعایی

ای مـاهِ عــالـم تـابِ مـن

ای مـاهـتــابِ آشــنـا

قـدری بـتـــاب ،

قـدری بـتـــابــــ

بـر ایـن شبـــِ تـار و سیـاه و پـر ز دودِ خـیـمـه هـا . . .


السلام علیک یا قمر بنی هاشم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۲ ، ۱۰:۲۷
امیرحسین رعایی

چــه بـــرادری

بــــهـتــر از تـو

بــرای ـحســــن و ـحسیــــــن(علیهم السلام)...


میلاد حضرت ابالفضل علیه السلام مبارکباد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۵۰
امیرحسین رعایی

مادر دوم ماست

مادر عباس(ع) . . .

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۹:۳۵
امیرحسین رعایی

دیگر

عباس(ع) هم نبود

تا دلداریش دهد

در غم حسین(ع) . . .


السلام علیک یا ام البنین

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۱:۵۵
امیرحسین رعایی

چهار فرزندش

همه رفتند

اما هیچ کدام

رفتنشان

اندازه ی رفتن فرزند فاطمه(س) برایش سخت نبود...


پی نوشت:

شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها تسلیت باد.

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۰۱
امیرحسین رعایی

چه دل نشین بود

آن زمان

که قدم به قدم

سمت حرم تو می آمدم...


پی نوشت:

دلتنگ کربلام... :((

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۴۹
امیرحسین رعایی

چه بیماری ها که شنیده ام شفا داده ای

دیگر مطمئنم

از پس بیماری های این دل های ما نیز بر می آیی

یا باب الحوائج

یا ابالفضل العباس

یا قطیع الکفین...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۲ ، ۱۱:۴۸
امیرحسین رعایی

عشق را صدا کرد،

اما نه مثل هر بار!

این بار با نام برادر صدا زده بود

حسین علیه السلام را...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۱ ، ۰۹:۳۹
امیرحسین رعایی

تیری که با چشمان سقا چنین کرد

با گلوی علی چه می کند؟؟

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۱ ، ۱۳:۱۷
امیرحسین رعایی

انگار اشتباهی

جای چشم

مشک را نشانه گرفته بودند

شاید برای همین بود که اشک های علمدار با تیر خوردن مشک روانه شد...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۱ ، ۱۳:۲۳
امیرحسین رعایی

بابا؟!

عمو که هنوز آب نیاورده است

چرا عمود خیمه را می کشی؟؟؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۱ ، ۱۳:۱۹
امیرحسین رعایی

حیف آن ماه نبود

که تیر به چشمانش زدید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۱ ، ۱۲:۳۹
امیرحسین رعایی
قدر مادرت را بدان
که تو را قبل از آشنایی با الف الفبا
با الف قامت علمدار آشنا کرد
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۱ ، ۲۱:۴۹
امیرحسین رعایی
نیزه ها تا آسمان هفتم اوج گرفته اند
پایین تر از آن جای این سر ها نیست...
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۱ ، ۱۸:۳۷
امیرحسین رعایی
سعی بین صفا و مروه ی من
در بین الحرمین است
می گذاری حاجی شوم مولا؟!
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۱ ، ۱۸:۳۵
امیرحسین رعایی
به نامحرمان نگاه نمی کردی
اما کاش در شام بودی
و نگاه نامحرمان را می بریدی عباسم
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۱ ، ۱۴:۴۷
امیرحسین رعایی

وفا را باید از پسر ابوتراب یاد گرفت

نه از ما

که امام زمانمان را رها می کنیم

سراغ نهر آب می رویم

و ذره ای هم آب از دستانمان نمی ریزد...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۱ ، ۱۳:۴۸
امیرحسین رعایی

اینجا دیگر آب نمی خواهیم

فقط یک نگاه با غیرت تو،

مقابل این مردم شام!

کجایی عموجان؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۱ ، ۱۸:۵۱
امیرحسین رعایی

دست نداشت
اما مگر برق غضب چشمانش به کسی جرأت نزدیک شدن می داد؟

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۱ ، ۱۱:۴۹
امیرحسین رعایی

قامت او مثل مادرش زهرا(س) خمیده است
چه کمرشکن است داغ علمدار

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۱ ، ۱۸:۰۷
امیرحسین رعایی

خدا لعنتت کند حرمله

به هیچکدام رحم نکردی

نه چشمان سقا

نه گلوی عطشان



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۱ ، ۱۳:۰۶
امیرحسین رعایی

آب...چه کلمه دردناکی!

یاد عمو می اندازد مرا.

راستی عمه...! عمویم کجاست؟ چقدر آن سر بالای نیزه شبیه عموست!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۱ ، ۰۱:۰۲
امیرحسین رعایی