آقا
دلم عجیب کرده هوایتان
هوای صحن و سرا و
هوای لحظه ای اشک کنار ضریحتان...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پی نوشت:
کاش قبل امتحان ها قسمت می شد قدمی بر آستانش گذارم...
آقا
دلم عجیب کرده هوایتان
هوای صحن و سرا و
هوای لحظه ای اشک کنار ضریحتان...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پی نوشت:
کاش قبل امتحان ها قسمت می شد قدمی بر آستانش گذارم...
خدایا
افتاده به پای تو ایم
"مردی نبود فتاده را پای زدن"...
من بودم و
باران و
چشمانم و
حرمتان...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
این روز ها
تو می سوزی
اما ما می سازیم...
پی نوشت:
ببخش بابت تمام لحظه هایی که یاد سوز دلت نبوده ایم...
تو را می خواهم
ای تمام خوبی های دنیا و تمام خوبی های آخرت...
( اعطنی بمسئلتی إیاک
جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره - دعای ماه رجب )
جمعه ها
دلم از تو آواز می خواند
غزل های فراق را...
آرزو باید انتهای زیبایی باشد
آرزو باید
دورترین افق خوبی های دنیا باشد
باید تمام هستی باشد
آرزو باید "تو" باشی
فقط "تو"...
1)
آرزوهایم بسیار درازند
اما
همه در "تو" خلاصه می شوند
2)
در کوله بارم چیزی نیست
می شود کوله بارم را "تو" پر کنی
با برآورده کردن آرزوهایم...
...با رساندنم به "تو" ؟!
3)
به خودت نگاه کن، نه من!
من نیز به "تو" نگاه می کنم . . .
. . . به لطف و کرمت
پی نوشت:
لیلةالرغائب
اگر لایق دانستید
کلمه ای در حق این حقیر دعا کنید...
غربتمان در دوری تو معنا می شود . . .
مولا
سری بزن به ما
که بس غریبیم...
این شب ها
برای روز شدن
تو را می خواهند...
کجایی ای خورشید دنیا؟!
در آن شب جمعه
هوا هوای حرم بود
همه هوای دلم
در این شب جمعه
هوای تو دارد
این دل مسکینم
پی نوشت:
آقا... دلم تنگ است، تنگ...
دلم برای هوای حرمتان تنگ شده است
برای لحظه ای زیر قبه تان گریستن
آه...
السلام علیک یا اباعبدالله
هوای اردیبهشت
جان می دهد
برای "لحظه" ای با "تو"...
پی نوشت:
هوای بهاری
بدون "تو"
کامل نمی شود...
یابن الزهرا
هر جا که می نگرم
تو را
می بینم و نمی بینم...
خواستم از بی کسی ها گله کنم
اما می دانم
تو از دیگران بهتر می فهمی
که بی کسی چه سخت است. . .
پی نوشت:
غریب تر از تو در عالم نیافته ام...
بستان بـاعث غـم را مـن ز هـجـر تــو شـکستـم
بـنــمـا بـال و پــرم را که رسـد بر تـــو دو دستـم
حالا که تو نیستی
حس می کنم
حتی بهار هم
بوی پاییز می دهد . . .
. . . العجل
تو که می دانی
چه سخت است "دل کندن"
مخواه که روزی دل هایمان از تو کنده شود...
روزمان شب شد
و شب ماند
کجایی، تو ای خورشید روزهامان؟!
مادر
دستانم را بگیرم
و به من راه رفتن را بیاموز
که سخت محتاج راه رفتنم...
السلام علیک یا صدیقة الکبری...
پی نوشت:
عیدتون مبارک :)
آنگاه که از تو برای ما
نه دیدنی باشد
و نه شنیدنی
چیست زندگی هامان
جز مرگ...؟!
پی نوشت:
دیدن و شنیدن همیشه با چشم و گوش نیست... گاه با دل است!
جز تو ارباب
چه کسی می داند
شرح دلتنگی من؟!
و که می داند
که در این غربت و دوری از تو
دل من لحظه به لحظه دارد
او هوای حرمت، اربابم...؟!
پی نوشت:
باز هوای حرمت آرزوست...
امان از
طمع هایی که بر بخشنده بودن تو ورزیدیم
و خیانت کردیم . . .
امان از دلی
که برای دیدن روی تو
مهیّا نیست...
دلم بی قرار است
کجایی
ای قرارگاه دل ها...؟!
پی نوشت:
خدایا... قرار دل های بی قرارمان را برسان . . .